من همیشه ی همیشه
از حموم ک میام
روتبن بدن و کلا همه چیم و داذم
چه خونه باشم چه بیذون:)
الانم واقعا کلاس زبان داشتم
همه اونکارارو کردم
بعد شروع کرده بود غر غر های الکی
هیچی نگقتم
داددد میزد و غر
بهونه های الکی
بهش میگم چیه چرا اینجوری میکنی
شروع میکنه فوش دادن :)
داد و بیداد..
بعد برگشته میگه معلوم نیس توعه ه.ر.زه میخوای بری با کی تو خیابونا ول بچرخی...
میخوای بری از گردن کی آویزون بشی اینهمه چیز میز داری میزنی:)
اومدم اتاق با گریه و هیچی نگفتم...
فقط یا دعا کنید بمیرم
یا خلاص شم:)