فقط ؟ من هم خیلی بی جون و حال بودم هم کم اشتها تهوع ک ببخشید بالا بیارم نه ولی خب حالتاش بود از وقتی ...
ویتامین B6 بهم داد دکتر اما اونو میخوردم خییییلی بدتر بودم دیگه استفاده نکردم. قرص آهنم از امشب شروع کردم ب خوردم. گفت اگرم لبنیات نمیخوری بهت قرص کلسیم بدم اما میخورم گفتم نمیخواد، دمیترون۴ هم ک رفیق همیشگیمه
مگر چه میخواستم از وطن؟؟ جز لقمه ای نان و خیالی آسوده /چه میخواستم؟؟جز تکه ای آفتاب و بارانی که آهسته ببارد/ جز پنجره ای که رو به عشق گشوده شود/ مگر چه میخواستم از وطن که از من دریغش کرد 😞
گمونم از هر کی فرق میکنم جاریم تاروز سزارینش بالا میاورد و عوق میزد
من سر دخترمم همینجوری بودم دقیقا
توی اتاق زایمان هم بالا اوردم اون روز اخر
مگر چه میخواستم از وطن؟؟ جز لقمه ای نان و خیالی آسوده /چه میخواستم؟؟جز تکه ای آفتاب و بارانی که آهسته ببارد/ جز پنجره ای که رو به عشق گشوده شود/ مگر چه میخواستم از وطن که از من دریغش کرد 😞
مگر چه میخواستم از وطن؟؟ جز لقمه ای نان و خیالی آسوده /چه میخواستم؟؟جز تکه ای آفتاب و بارانی که آهسته ببارد/ جز پنجره ای که رو به عشق گشوده شود/ مگر چه میخواستم از وطن که از من دریغش کرد 😞
حالا براتون عکس فرستادم اغلب دکترا میدنهمه ویتامین ها رو داخلش داره با امگا سه با میزان مجاز دمیترون ...
وای من سر دخترمم با دمیترون سرپا و زنده بودم
بخدا اگه نخورم انقدر بالا میارم ک جونم در میره برای بچه هم خوب نیس
ممنون بابت عکسا 🌷
مگر چه میخواستم از وطن؟؟ جز لقمه ای نان و خیالی آسوده /چه میخواستم؟؟جز تکه ای آفتاب و بارانی که آهسته ببارد/ جز پنجره ای که رو به عشق گشوده شود/ مگر چه میخواستم از وطن که از من دریغش کرد 😞
من فقط ویتامین دی کم بود اهن و همه چیم ب اندازه بود گف باید مکمل بخوری ویتامین دی هم جدا همیشم تاکید ...
من یه سری ازمایش کامل هم دادم ک دکتر دید
تو اون ازمایشات کمبود ویتامینی مشکلی چیزی نداشتم. پس برا همین نداده نه؟
مگر چه میخواستم از وطن؟؟ جز لقمه ای نان و خیالی آسوده /چه میخواستم؟؟جز تکه ای آفتاب و بارانی که آهسته ببارد/ جز پنجره ای که رو به عشق گشوده شود/ مگر چه میخواستم از وطن که از من دریغش کرد 😞
منم نداشتم کلا برا همه میده این مکمل رو اینا برا مادره نه بچه میده ک بدنت کم نیاره
اخیرا یک هفته ای هس ک زانو درد دارم
قبلا نداشتم اصلا/ 😭 چقد بده بارداری خدایا..... البته همه ک اینطورنیستن، بخدا خواهرشوهرم بارداربود انگار نه انگار همه چی هم میخورد از مرغ و گوشت گرفته تا میوه و سبزیجات، اما منه بیچاره نمیتونم لب به گوشت و مرغ بزنم
مگر چه میخواستم از وطن؟؟ جز لقمه ای نان و خیالی آسوده /چه میخواستم؟؟جز تکه ای آفتاب و بارانی که آهسته ببارد/ جز پنجره ای که رو به عشق گشوده شود/ مگر چه میخواستم از وطن که از من دریغش کرد 😞