یک هفته جهنمی رو گذروندم و دم نزدم درد کشیدم شکستم غم قلبم و پر کرد اما بازم هیچی به شوهرم نگفتم تا مدرک جم کنم مطمنمممممم میگه تفریحی زدم و بعدش سرمو شیره میماله هی میرم گوشیش شات میگیرم چون با یکی از دوستاش میره میکشه تا الان شات دوتا قرارشون رو گرفتم که تو پیام اسم مستعار مواد رو آوردن
خدا شکر امروز خیلی بهتر شدم روحیم بهتر شد و غذا خوردم
۲۶ سالم هست و بچه ندارم شاغلم درامد خوب حتی خرجی ازش نمیگرفتم و کلییییم بهش کمک میکردم من احمق میگفتم منو تو نداریم که