بدبختی ابن هست که برخی نوجوان ها شدیداً شوهری شدند
بعضی هاشون هم دارن از خانواده سمی فرار می کنند
مثل یک مراجع نوجوان گریه می کرد می گفت من شوهر نکنم از دست خانوادم باید بستری بشم بیمارستان 💔
بهش می گفتم اگز خودت از چاله انداختی تو چاه چی
می گفت اگر چاه اون جا بهشت باشه مهم نیست برام
یعنی ببینیم بدبخت رو به چه روزش انداختن که شدیداً دلش ازدواج می خواد