ما دو سفر در پیش داریم شوهرم یه تعارف زد به مادرش اونم گفت اخ جون خوبه باهم بریم😕من یکبار باهاشون مسافرت رفتم اصلا خوش نگذشت تو بازار اینقد راه رفتم پاهام تاول بد زد هیچی نخریدن برام نه شوهرم نه اونا ، غذا هم خونه اشناشون بودیم مثل این کنه ها ، تفریحی هم هیچ جا نرفتیم با یه ماشین ۶نفر سفر طولانی رفتیم کمرم همه جام داغون شد، حالا از الان غصه دارم ما یه سفر درست حسابی نرفتیم از وقتی باشوهرم هستم که سه سال میشه، اینم بگم خانواده شوهرم بشدت خسیس تشریف دارن
بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش! پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم میخوای شروع کن.
یا نرو یا سعی کن بهت خوش بگذره چاره ای نیست هی نگو بدتر بره رو مخت
مادرشوهرم خیلی حرف میزنه تو سفر مدام بهم تکیه میداد🫥 دلم میخواست اتوبوس بگیرم فرار کنم از سفر ، بدترین سفر بود حالا شوهر خنگم یه تعارف زد اوناهم قبول کردن😐 منم میخوام بگم با هواپیما بریم بلکه نیان بگن گرونه😐 چون میشناسمشون