از دیشب تا حالا که شام خوردیم همینطور یا نشسته یا خوابیده...
هیچ کاری نمی کنه.. نه پذیرایی چایی و میوه.. نه جمع و جور کردن.. آشپزخونه ترکیده بود.. من صبح ساعت ۵ تا ۷ صبح کل ظرف ها رو شستم و جمع و جور کردم .. صبحانه هم همسر من درست کرده..
این خانم همینطوری میشینه...
فقط هم ما مهمونش نیستیم.. مادرشوهرش.. دوستش..
همیشه همینطوریه هاااا.. کلا موقع مهمون خودشو میزنه زمین.. و مهمونا کار می کنن..
تعجبم اینجاست که مهمونا هم ازش زده نمیشن و خونش همیشه پر مهمونه..
این خانم خواهرشوهرمه