2777
2789
عنوان

توروخدا بگین چیکار کنم با بابام به نظرتون کارم اشتباه بود

| مشاهده متن کامل بحث + 471 بازدید | 49 پست
ببین عزیزم اکثر باباها این شکلین واقعا اکثرشون بنظرم جنگ اعصاب راه نندازید وقتی مامانت داره تحمل میک ...

واقعا اکثر باباها اینجوری نیستن این چیزا رو که واسه دوستام میگم انگار تاحالا نشنیدن اگه بخوام بیشتر توضیح بدم خیلی طولانی میشه زبون بابام خیلی تنده زور میگه به من به مامانم به همه مامانم کسیو نداره وگرنه خیلی زوتر طلاق میگرفت

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

واقعا اکثر باباها اینجوری نیستن این چیزا رو که واسه دوستام میگم انگار تاحالا نشنیدن اگه بخوام بیشتر ...

بابات مفت خوره... منم بابام خیلی ظالمه روم نمیشه به کسی از کاراش بگم میگن چه جور تحملش میکنی

نه کارت اشتباه نبود بزار به خودش بیاد وقتی زن و بچه داره مسئولیتم داره و کارش درست نیست بفهمه ممکنه ...

خیلی گفتم اینجا شهر غریب یه جوری دعوا کردن و فحشایی به مامانم دادن که روم نمیشه بگم اما حتی یک کلمه کسی جرعت نکرد حرف بزنه تو پاساژ نزدیک بود دوسه بار کتک بخورم 

واقعا اکثر باباها اینجوری نیستن این چیزا رو که واسه دوستام میگم انگار تاحالا نشنیدن اگه بخوام بیشتر ...

بخدا که اکثرا اینجورن 

منم مجرد بودم چه استرسهایی که نکشیدم ولی خب گذشت الان سر زندگیمم پدر و مادرمم همون روال رو دارن گاهی خوبن گاهی بد 

بنظرم شما با پدرت در نیفتی بهتره چون عاقبت خوشی نداره 

کنار وایسا 

نمی‌دونم خیلی عصبی بودم نمی‌دونم درست بود یا اشتباه واقعا نمی‌دونم

بنظرم برو سراغ پدرت یکم حرف بزن عذرخواهی هم بکن

اگه ناراحت نمیشی مامانتم مقصره

من مادری‌ام که روزی خونه‌اش از صدای بچه‌هاش گرم بود، اما حالا بدون حضور دائمی‌شون زندگی می‌کنه.از همسر اولم جدا شدم، حالا در کنار همسر جدیدم مسیر تازه‌ای رو شروع کردم…بچه‌هام رو می‌بینم، از دیدنشون محروم نیستم— اما درد من، فقط ندیدن نیست…درد من اینه که نمی‌تونم هر روز، هر لحظه، مادری کنم همون‌جوری که دلم می‌خواد.مادری، فقط به اسم و دیدار نیست… به لمس لحظه‌لحظه‌هاست.و من هنوز مامانم، با تمام جانم.لطفاً اگه داستان زندگی‌مو کامل نمی‌دونید، با قضاوت یا نگاه سنگین، زخم تازه نزنید.گاهی یه مادر، بچه‌هاش رو داره… اما هنوز دلش واسه مادری کردن تنگه:)

ریشه مشکل رو پیدا کنید علت بد اخلاقی هاش تا بشه حلشون کردبعدم خواهر عزیزم تو بشین فقط با تمام قدرت د ...

هدفم همینه زندگی مامانم که تباه شد حداقل من رها شم 

چجوری بفهمیم ریشه مشکل چیه از وقتی یادمه بابام همینه قشنگ انگار ارثیه بابا بزرگمم یکی بوده دقیقا عین خود بابام شاید بدتر

هدفم همینه زندگی مامانم که تباه شد حداقل من رها شم چجوری بفهمیم ریشه مشکل چیه از وقتی یادمه بابام هم ...

ریشه پیدا شد 

ژن و الگو از پدرش 

این دیگع مشکل از خودش نه اطرافیانش 

متاسفانه بخاطر رفتار اشتباه برخی کاربران بر خلاف میلم تصمیم گرفتم هیچ درخواست دوستی رو نپذیرم .
بنظرم برو سراغ پدرت یکم حرف بزن عذرخواهی هم بکناگه ناراحت نمیشی مامانتم مقصره

چرا مامانم مقصره؟

روم نمیشه فقط رفتم الان حالشونو پرسیدم و به قرص مسکن دادم بهشون برگشتم

ریشه پیدا شد ژن و الگو از پدرش این دیگع مشکل از خودش نه اطرافیانش

بابام خیلی سختی کشیده چیزای خوبم زیاد داره اما واقعا این اخلاق رفتار اصلا نمیزاره اون خوبیا دیده شه

چرا مامانم مقصره؟روم نمیشه فقط رفتم الان حالشونو پرسیدم و به قرص مسکن دادم بهشون برگشتم

مامانت سالها پدرت رو به بی مسئولیتی عادت داده

باید از اول سفت جلوش وایمیساد 

منم تا سالها بابام رو مقصر همه چی میدیدم اما روزگار چشمامو باز کرد که جفتشون مقصرن

من مادری‌ام که روزی خونه‌اش از صدای بچه‌هاش گرم بود، اما حالا بدون حضور دائمی‌شون زندگی می‌کنه.از همسر اولم جدا شدم، حالا در کنار همسر جدیدم مسیر تازه‌ای رو شروع کردم…بچه‌هام رو می‌بینم، از دیدنشون محروم نیستم— اما درد من، فقط ندیدن نیست…درد من اینه که نمی‌تونم هر روز، هر لحظه، مادری کنم همون‌جوری که دلم می‌خواد.مادری، فقط به اسم و دیدار نیست… به لمس لحظه‌لحظه‌هاست.و من هنوز مامانم، با تمام جانم.لطفاً اگه داستان زندگی‌مو کامل نمی‌دونید، با قضاوت یا نگاه سنگین، زخم تازه نزنید.گاهی یه مادر، بچه‌هاش رو داره… اما هنوز دلش واسه مادری کردن تنگه:)

اینقدر عصبیم حالم خوب نیست نتونستم بهتر بگم ببخشید

نه عزیزم مشکل پدرتون خسیس بودنه همین 

تو کاره بدی نکردی محترمانه نیازت رو درخواست کردی 

اون بد رفتار کرد 

تواضعی عزت بخش                                               به خدا تواضع کن و در برابر فرامینش مطیع باش تا زورگویان نتوانند تو را ذلیل و فرمانبردار خود کنند            ارزش هرفرد متناسب با فرمانده اوست 💕
مامانت سالها پدرت رو به بی مسئولیتی عادت دادهباید از اول سفت جلوش وایمیساد منم تا سالها بابام رو مقص ...

منم اول همینو میگفتم اما مامانم واقعا کسیو نداشت مامانم تحصیل کردس معلمه اما بابام تا نهم به زور خونده پدر مامانم وقتی یه سالشون بوده مردن و مامانبزرگم مامان و خالمو واسه اینکه از سربازکنن شوهر دادن مامانم اول میخواستن تو عقد جدا بشن اما شوهر مامانبزرگم نزاشته بعدم دیگه داییام کلا هوای مامانمو نداشتن بابام دست بزن داشته خیلی شدید مامانم دوبار خودکشی کرده حتی چند سال اول بابام حقوق مامانمو حتی به خودش نمی‌داده 

منم اول همینو میگفتم اما مامانم واقعا کسیو نداشت مامانم تحصیل کردس معلمه اما بابام تا نهم به زور خون ...

به اینا فکر نکن

فقط اینو بدون تو ناجی مامانت نیستی 

احترام جفتشونو نگه دار

من مادری‌ام که روزی خونه‌اش از صدای بچه‌هاش گرم بود، اما حالا بدون حضور دائمی‌شون زندگی می‌کنه.از همسر اولم جدا شدم، حالا در کنار همسر جدیدم مسیر تازه‌ای رو شروع کردم…بچه‌هام رو می‌بینم، از دیدنشون محروم نیستم— اما درد من، فقط ندیدن نیست…درد من اینه که نمی‌تونم هر روز، هر لحظه، مادری کنم همون‌جوری که دلم می‌خواد.مادری، فقط به اسم و دیدار نیست… به لمس لحظه‌لحظه‌هاست.و من هنوز مامانم، با تمام جانم.لطفاً اگه داستان زندگی‌مو کامل نمی‌دونید، با قضاوت یا نگاه سنگین، زخم تازه نزنید.گاهی یه مادر، بچه‌هاش رو داره… اما هنوز دلش واسه مادری کردن تنگه:)

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز