خانوما حالم خیلی بده، من با دوست پسرم یه ساله دوستم بعد تو خونه پشت تلفن دعوا میکردیم و من گریه ام گرف، بعدش پ نگو بابا و مامانم دست به یکی کردن و با اون تماس گرفتن، بابام بهش گفته دختر بزرگم رو 17 سالگی شوهر دادم، اینم 21 سالشه وقت ازدواجش داره میگذره، بخاطر تو خواستگار هاشو داره رد میکنه که قراره با اون ازدواج کنم، جدی هستی بیا جلن، نیستی برو، به دخترم هم خواستی بگی باهات حرف زدم، میرم مغازه پدرت همه چیو بهش میگم. من واقعا نمیدونم چیکا کنماز دست خانوادم همیشه بلای جونم بودن😭😭😭😭الان دوست پسرم باهام حرف زد و همه چیو گف اعصابم بهم ریخته، آبروم پیشش رفته، آدم با اصل و نسبی هستن اسمشون همه جا یدک میکشه، یعنی اگه 10 درصد شانس ازدواج باهاش داشتم هم از دست دادم با این کار خانوادم، دوست پسرم بهم. میگه این حرفو بابات زده، مهم ترین فرد خانواده، من الان موندم که باهات ادامه بدم یا نه. تهدید چرا میکنه؟ مگه من بچم که بره به بابام شکایتمو بکنه فلان