دلم میخواد بمیرم . دارم تو این زنذگی دست و پا میزنم . اگه نمیرمم دلم میخواد قید همه چیزو بزنم برم تنها . بچه ام دو و نیم سالشه. اصلا ب من وابسته نیس . بدون من هر جا و پیش هر کی میمونه بدون اینکه اصلا سراغمو بگیره انگار از اول مادر نداشته . فقط مشکلم وضع مالی پدرشه . پدرش ن کار داره نه پول نه اخلاق . ن هیچ دارایی مثل خونه یا ماشین . هیچ .
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
هر کی مادرش بمیره بدبخت میشه یعنی بالاخره خب بزرگ میشن
بزرگ میشن اما تو بزرگسالی هم خاطرات بد بچگی یادشون نمیره من یه آقایی رو میشناسم حدودا سی و پنج سالشه خیلی کوچیک بوده مادرش فوت کرده چند وقت پیش میگفت هر چه قدرم که بچگی بدی داشتین نباید زندگیتون رو با من که بدون مادر بزرگ شدم مقایسه کنین🥲
به نظرم هر چقدر که بچه مستقل باشه هر چقدر هم که اطرافیان رو بیشتر از مادر بخواد اونا هم تمام و کمال بهش برسن الان نه ولی در آینده که عقلش کامل شد خلا وجود مادر رو حس میکنه،اصلا آدم یه جور دیگه ای با مادر راحته الآن بچه ست چیزی متوجه نمیشه حتی این احتمال هم در نظر بگیر بزرگ هم شد بازم بهت وابسته نشد ولی در قبالش مسئولی خودت فدا میشی از بین میری ولی در قبالش مسئولیت داری
«و اگر امیدی در تو بمیرد خدا امیدهای فراوان دیگر درونت زنده میکند..»🤍✨️
بزرگ میشن اما تو بزرگسالی هم خاطرات بد بچگی یادشون نمیره من یه آقایی رو میشناسم حدودا سی و پنج سالشه ...
خیلی حالم بده اخه . من یه مادر افسرده ام . نمیخوام بچمم بفهمه مامانش خودشو کشته . یه جوری این کارو میخوام کنم ک کسی متوجه نشه .خیلی طبیعی . ولی از اینده پسرم نگرانم فقط
مادر که شدی تنها دیگه خودت نیستی...اون بچه به خواست تو بدنیا اومده پس نباید تنهاش بزاری و بری .خیلی روزا کم آوردم گریه کردم از همه دنیا نا امید شدم ولی تنها امیدم فقط بچم بوده .این روزا هم میگذره
اگه برم هر چی دارم و میزارم بمونه برای بچه . میزنم ب اسمش . حالا یا میرم خودمو میکشم یا گم و گور بشم ...
دار و ندارت رو نگه دار برای خودت ، بچت رو هم بردار ببر یه گوشه دو نفری زندگی کنید با هم . شما که آدم بزرگی تحمل اخلاق همسرت رو نداری ، بعد یه بچه چیکار کنه کنار این پدر .
بله همه بزرگ میشن ولی کسی که کنار یه آدم روانی بزرگ بشه ، دور از جون همه خودش هم میشه یه روانی شاید حتی بدتر از اون .
وقتی یه بچه داره راه رفتن رو یاد میگیره و دائم زمین می خوره ، هیچ وقت با خودش نمیگه که شاید من برای اینکار ساخته نشدم