خب دخترا اول داستان خودمو بگم بعد حرف مامانمو
بشدت عقده ای شدم حدود 21 سال تو فقر و نداری جون کندم چون خانوادم پولی نداشتن، حالا که یه کار خوب پیدا کردم همش دارم خرج میکنم، رفتم موهامو آمبره کردم 9 تومن دادم ناخن گذاشتم 800 شد چمیدونم 3800 فیلر لب زدم 1100 دادم اکستنشن مژه هرچی لباس و کفش و... میخرم انگار کمه
اینم بگم تو کل 21 سال سر جم 10 دست لباس برام نخریدن همش کهنه های مردم :)
تو بچگیم یبار عروسک نداشتم حسرتش به دلم مونده بود شبا گریه میکردم
با این سنم رفتم عروسک لبوبو بزرگشو خزیدم، این عروسک ابیه چیه استیج ازونا خریدم گذاشتم بغل تختم 💔
دوستم میگه طبیعیه چون 20 سال حسرت کشیدی الان عقده شده برات هرچی بخری کمه :)
بخواطر همین همه پولاتو خرچ عقده و حسرتات میکنی
مامانم گفت الان عقد داداشته غلط کردی پولارو اینجوری خرج خودت میکنی یخچال خونه من خالیه اجاره خونم رفته بالا اینا :)
منم نمیدونم چیکار کنم حالم بده عذاب وجدان دارم