چهار سال پیش قبول شدم و امسال مهر دیگه میرم مدرسه و تمام ... اما از وقتی قبول شدم حقوقم رو تنها برای خودم خرج نمیکنم ... به مادرم هم میدم ... مادرم همیشه سختش بود از بابام پول بگیره چون بابام غر میزد و غرور مامانم رو میشکوند ...حتی برای خریدن شیر ، سبزی ، میوه و....💔
از وقتی قبول شدم وام خونگی برداشتم . از فروشگاه فرهنگیان مبل خریدم قسطی . به خودم گاهی چیزی میخرم و به مامانم میدم ... 🥰
درسته کمه ولی برکت داره 🌸🌸🌸
مامانم همیشه حسرت میخوره که ای کاش شغل داشت و به بابام نمیگفت پول بده اونم نده 🙁
آخه مامانم خیلی فداکاره. اون خیلی برام زحمت کشیده. از شش سالگی تا کنکور پا به پام به درسام رسیدگی کرده، بلد نبود ، اما میپرسید ، شبا بیدار میموند تا خوابم نبره. هر چی جمع میکرد میداد منو میگذاشت کلاس کنکوری ، خودش مینشست تو آموزشگاه تا کلاسم تموم بشه😓😓
مامانم بیست و پنج سال تو خونه مادرشوهر زجرررررر کشید مثل یه خدمتکار... شش سال اخیر هم که همون مادرشوهر ظالمش رو که فلج کامل بود غذا می پخت و حموم و زیرشو شو میشست😭
حالا بزرگ شدم ... هنوزم موقع امتحانات میگه بده بپرسم ازت ...😪
حالا بزرگ شدم هر چی دارم و ندارم برا مامانم.... 😭
انصافا بابامم کم نذاشته در حد توانش 💜
من قول میدم تا دکترا بخونم . همینجوری به مهارت هام اضافه کنم . مقاله هامو کتابهامو بیشتر کنم.... برسه یه روزی بشم هییت علمی دانشگاه....🥹🤩
قراره برای قبولیم از ارشد تو تالار برام جشن بگیرن ... من نگفتم خودشون ذوق دارن😄
حالا یه خواستگار داشتم فکر میکردم بهترینه گفت من با ادامه تحصیلت در مقطع دکتری مشکللللل دارم ( پ.ن: زن میگرفت تا .... استغفرالله و همچنین نمیخواست کسی ازش بالاتر باشه) به هر حال اونم برا خودش آدمه امیدوارم در تمام مراحل زندگی موفق باشه 🫡