2777
2789
عنوان

یچیزی بگم بخندید به بچگیم

1966 بازدید | 102 پست

14 سالم اینا که بود اولین بار با ی آقایی که دوست شده بودیم انقدر عشق و عاشقیمون قشنگ و پاک بود که خدا میدونهع خیلیییی دوسش داشتم جونمم براش می‌دادم میگفت بمیر میگفتم چشم اونم اینطوری بود به ظاهر اون موقه ها شاید از سر بچگیش بودع ولی من واقعا عشق اولم بود و تا همیشه تو قلبم فراموشش نمیکنم یعنی نمیتونم بکنم اون موقع ها فکر میکردم با همه پسرای جهان فرق داره با خودم میگفتم میدونم نه فرق نداره اما بازم میگفتم نههه این واقعا از اون فرق داره هاست خلاصه ک قول ازدواج بهم داد کلی رویا بافی ایندمونو کرده بودیم اسم بچه هامونو انتخاب کردع بودیم😂خیلی همو دوست داشتیم از هم سیر نمی‌شدیم از شاعت 10 شب تا 4.3صبح یواش یواش باهاش پشت تلفن حرف میزدم 😂فازمون چی بود نمیدونم منتظر میموندم بابام بره 7 صبح بهش زنگ میزدم حرف میزدیم واقعا نمیدونم چی می‌گفتیم 5.4ساعت میگم که خیلییی باهم حرف داشتیم انگار خلاصه اون 17 سالش بود منم 13.14 ی روز مشاور اومد مدرسمون 

چقدر باید بگذره ؟تا بگذره؟

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792