2777
2789
عنوان

خانمهایی که دختر نه ده ساله دارین بیاین لطفا

| مشاهده متن کامل بحث + 371 بازدید | 52 پست
بلوغ زودرس چرا ؟ خودت یا پدرش بلوغ زودرس داشتین مگه

خودم از کلاس چهارم لکه بینی داشتم ولی چند ماه یبار 

کلاس پنجم کلا پریود شدم یعنی تابستونی که بعدش میرفتم اول راهنمایی پریود شدم

نی نی یار عزیزم بخدا دیگه شماره ندارم 🙂تعلیق نکن خواهشاً! اگر هم موردی پیش اومد بیا با مذاکره حلش میکنیم 🥲

مواظبش باش تحصیل من بخاطر بلوغ زودرس داغون شد

چرا؟ چی شد مگه ؟ 

چند سالگی پریود شدی؟

نی نی یار عزیزم بخدا دیگه شماره ندارم 🙂تعلیق نکن خواهشاً! اگر هم موردی پیش اومد بیا با مذاکره حلش میکنیم 🥲

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

دختر من الان 9 سالگی و داره تموم می‌کنه سینه هاشو هی غر می‌کنه هی می‌ره تو موی زاید هنوز ندارع ...البته این دفعه ک خودم پریود شدم دیگه واضح همه چیو براش توضیح دادم و نوار و نشون دادم ک نترسه ازش و وقتی شد راحت باهاش کنار بیاد

من از یک شکست عاشقانه می آیم . بگذار همه برای این اعتراف تلخ سرزنشم کنند .شکست نه برای پنهان کردن است نه برای پنهان شدن .می گویند از صبح بنویس . از آفتاب و من چگونه از خورشید بنویسم وقتی تمام وقت . باران پنجره ی چشمانم را شسته است . همه دلشان نقش های مثبت می خواهد و آدم های خوشحال . اما من گمان می کنم این خیلی خوب است ک نمی توانم ادای آدم های خوشبخت را در بیاورم .بی ستاره ام و زرد با طعم معطر پاییز .ک حضورش تنها معجزه ی لحظه های تنهایی من است . قیمت وفا شاید گران تر از آن بود ک بهانه ی دوست داشتنی زندگیم از عهده ی داشتنش بر آید . سقف اعتماد تعمیری ست . مدام چکه می کند .آغوش ترانه ها همچنان از عطر تن او ک باید پر باشد خالی ست .نمی توانم باورش کنم نه رفتنش و نه ماندنش را .مهم نیست تمام سرزنش ها را می پذیرم به بهانه ی تولد حقایق غم انگیزی ک درد را به درد می آورد و آتش را می سوزاند . خلاصه غم سنگینی ست اگر سر نخواستن دلی دعوا باشد . اما همیشه حق با برنده ها نیست . می شود در عین بازنده بودن سر بلند بود و او را از کوچه پس کوچه های دنیا گدایی کرد . قرار بود حقیقت را بگویم سخت ست . بی علاج ست . دانستنش آدم را کم کم می کشد . گریه ی شبانه می آورد . اما همین است خبر کاملا ناگوار و واقعی ست ....اون یکی رو جز من داشت ....سکوت می کنم تا ب خاک سپردن آخرین خاکسترهای آرزوی بر باد رفته ام آبرومندانه باشد . گریه می کنم باشکوه . مثل اقیانوس . بلند مثل اورست . او نمی شنود و نمی داند که ماه . خوشبختی مشترک همه ی بی ستاره هاست . یک سوال کوچک می ماند برای پرسیدن از کسی که بی پاسخ ترین سوال فکر آشفته ی من است .... چی کار کرد این دل سادم .... که از چشم تو افتادم ؟؟؟ ...اینقدر روز و شبامو خونه ی ستاره کردی.... ک ب یادم نمی مونه نامه هامو پاره کردی....

به نظر شما دختر به مادرش میره؟

نمی‌دونم خدا نکنه بره🥺

نی نی یار عزیزم بخدا دیگه شماره ندارم 🙂تعلیق نکن خواهشاً! اگر هم موردی پیش اومد بیا با مذاکره حلش میکنیم 🥲

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792