2777
2789
عنوان

●بگویم مادر قول میدهی بگویی جانم

34 بازدید | 0 پست

به نوشتن روی اورده ام

باور کنید اگر نگویم

بغض خفه ام میکند

چشمانم تر میشود

قلبم میترکد

حس کودکی را دارم که مادرش را گم کرده

در بازار با ترس به اطرافش می نگرد 

و دست آخر گریه سر میدهد تا مادرش را بيابد 

کودک درونم

غمگین است

هر روز

پژمرده تر میشود

اما اینبار

مادر هم نیست

تا مرا در آغوش بگیرد

و بگوید

از چه ترسیده ای ته تغاری

مادر اینجاست

آرام بگیر 

قربان دل اندازه گنجشکت بشوم


و من هم در جواب بگویم چه بر سرم ویران شده و چه به دل تنگم آمده

آه مادر 


پر های پروازم را چیدند

امیدم را گرفتند

مرا از هم گسیختند

نیمه جانی باقی مانده

همان را هم نمیخواهم

مرا بس است دگر

توان این همه مجادله را ندارم

بیا و تنگ در آغوشم بگیر 

گویی تمام هستی مرا در آغوش گرفته است

هیچ چیز به اندازه عدالت زیبا نیست

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز