منوشوهرم هشت ماهه پیش تصادف کردیم با ماشینمون خداروشکر چیزیمون نشد ولی ماشینمون کلا نابود شد هیچی ازش نموند مجبور شدیم هرچی طلا داشتم که با وام و پس انداز خریده بودیم رو فروختم تا یه ماشین دیگه بخریم بعد مادرشوهرمم النگوداشت فروخت کمکمون کرد بعد اون ماجرا یه سه ماه بعدش یروز مادرشوهرم یه جفت گوشواره خریده بود و داد بهم گفت دلم نمیومد بدل بکنی گوشت اینارو گرفتم برای تولدت ولی زودتر بهت میدم استفاده کنی خلاصع گذشت یه چند وقت بعد با شوهرم و پدرشوهرم تنها میرفتیم جایی یهو شروع کرد پدرشوهرم یه داستانی برامون گفت که یروز یه پولی میاد دستش میده به دوتا نیم سکه یکیشو میده به مادرشوهرم بره انگشتر بخره یکیشم نگهمیداره بهش نمیگه که دوتا داره که خرج نکنن اخه یکم مادرشوهرم خرج زیاد میکنه بعدش دیدیم نیم سکه رو از جیبش دراورد داد به من گفت حالا امروز گفتم وقتشه بدمش به شما برو باش النگو بخر دستات خالیه ولی به مامان اصلا ازین قضیه هیچی نگید حالا من یکم دودل شدم میگم بدون اطلاع مادرشوهرم داد بهمون اشکال نداره ؟؟؟ کلا شوهر منم تک پسره یه خواهر داره که به اونم هدیه و طلا به مناسبت های مختلف میدن اینجور نیست فرق بزارن ولی چون مثلا پسرشون بیشتر کنارشونه و بعدا امیدشون به ماست هوا مارو بیشتر دارن