بچها اصلا به بچها من سر نمیزنه یازنگ نمیزنه بگیدشمابیایید مثلا خبرمیدم تمام بچهاش نوه هادورش جم هستن بمانگفته همیشه نوه ها دیگه پیشش هستن .به شوهرم بهش رفت گفت این حرفا رو که فقط نوه هادیگت دورت هستن ب مانمیگی بیایید شوهرم که اینجورگفت زنگ زد شوهرم گفت شام بیایید چندبار من نرفتم چون گفتم تا گفتی بهش دعوت کرد اونجوری اصلا دعوت نمیکرد حالا باردارم خبر بارداری بخش ندادم چون مهم نیست براش بچها من یکسال نبینه انگار نه انگار درصورتی منو شوهرم خیلی بهش احترام گذاشتم اصلا از دستمون ناراحت نیست بعد الان آمدن درخونمون باپدرشوهرم یه چی آوردن برامون .بعد دخترم گفت بیایید داخل گفت نه مامانت باماقهره نماییم درصورتی بخاطر همین نیومدناش من قهرکردم باهاش چون نه میومد نه دعوت میکرد مون حالا یجوریم بنظرتون چکارکنم