خانما جدا از این خواهرشوهرم از کربلا اومده مهمونی گرفته بود من رفتم و تازه تو مهمونی متوجه شودم می خواسته دوست دختر قبلی شوهرم دعوت کنه مادرشوهرش اجازه نداده
بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش! پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم میخوای شروع کن.
چی؟وجدانن فیک نی این تاپیک یا زندگیها شدن سریال ترکی
باور کن من زمانی فهمیدم اخر مراسمشون بود مادرشوهرم ورداشت گفت دخترم می خواسته دوستاش دعوت کنه مادرشوهرش گفته نمی خواد دوست اش منظورش همون دوست دختر شوهرم بود اگه قطعا تو مراسم میدیدم اسنپ میگرفتم برمیگشتم خونه ام
چی؟وجدانن فیک نی این تاپیک یا زندگیها شدن سریال ترکی
قبل اینکه خواهرشوهرم بره کربلا باهاش قهر بودم و با اصرار مادرشوهرم رفتم برای خداحافظی اصلا دوست ندارم رفت امد کنم باهاش نمیدونم چکار کنم از زندگیم پاک شه