مشکلم شوهرمه که باباشو میپرسته و عین اون رفتار میکنه وگرنه باباش به من چه
دست بزن داره چون باباش تمام عمرش مادرشو جلوی چشماش میزده
خسیسه چون باباش بخاطر خساسات تمام عمر تو فقر و گرسنگی نگهشون داشته
از عالم و آدم به دوره هیچ مهمونی ای نمیاد و هیچ مهمونی ای نمیره چون باباش با تمام دوروبریا قهر کرده بوده و این تو بچگیش اصلا فامیل و مهمون ندیده
عزت نفس ندراه چون تمام عمرش باباش خوردش کرده
ثبات هیجانی نداره چون باباش هیچ وقت پشت و پناه واقعیش نبوده و...........