از خوشی که نرفته بیچاره جا مونده خب کاروان شهر خودشو گم کرده متاسفانه اونا منتظرش نموندن اسی میگفت با مسئول تور چندبار تماس گرفته سراغ مادرشو گرفته ایشون گفته مادرت رفته حموم دیگه نیومده این بیچارم کلی ترسیده بود که بلایی سر مادرش اومده تو حموم.... (در حالیکه مامانه بش گفته حموم نرفته دروغ میگن )
متاسفانه کاروان خودشون رفتن زیارت این خانوم بیچاره خودش اتوبوس گرفته رفته زیارت بعد کاروان شیرازیارو پیدا کرده اتفاقا خیلیم تحویلش گرفتن اینم خیلی ازشون خوشش اومده و خوایته با همونا برگرده