2777
2789


مردی مثلا بابامه

من داشتم گاز روشن میکردم دستم داشت می‌سوخت چون دما بالا بود

گفتم اخ دستم میسوزه سریع با عصبانیت گفتن اشپزی میکنی اینقدر صدا در میاری اشپز باید ساکت باشه

یا گفتم دستم سوخت مامانم گفت سوخت که سوخت شورشو دراوردی

بابا من ادمم مگه رباتم؟

یا برگشتم میگم میلی گلد بهم پول میده سرمایه گذاری کنم میگه دنبال پول مفتی حتی نمیذارن شاغل شم

میام بهشون لطف کنم غذا درست کنم هی میگن هیچی بلد نیستی برو اینقدر گفتن که خراب کردم غذارو


بسه بابا خجالت نمیکشن،گناه من چیه هر کی عصبیه میاد به من میپره منم مثل خودشون بادمجون پرت کردم زمین گفتم خودتون بلدید خودتون درست کنید و سر من بدبخت خالی نکنید


بچه ها مگه من اینقدر وایب و حس منفی میدم که ادما سایع بهم میتوپن؟درسته شخصیتم حساسه ولی جای حمایت میان حرف منفی میزنن


من اگه بچم دستش میسوخت اینجور بارش نمیکردم دستشم ماچ میکردم

  

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

آشپز باید ساکت باشه؟💔من موقع آشپزی کنسرت میذارمفک کنم جفت شون زیادی دیگه گیرن.

همون

اخه من اصلا صدایی نداشتم خب خدایی زیست خوندن که یا حداقل میفهمن کسی که دستش بره رو یچیز داغ میسوزه و قاعدتا صداشم در میاد

من فقط گفتم دستم سوخت و یه سوال راجع پخت غذا پرسیدم

فقط بلده خانومشو بپرسته،هرگز به مامانم چیزی نمیگه ولی به من که میرسه هر چی میشه میگه

  

مث اینه ک سرتوبشکنن بعدتودامنت گردو بریزن بگوباشه من زودرنج ولی تاشماچیزی نگین دلی هم شکست نمیشه ک

همون هعی تیکه میندازن هی بد میگن

بعد میگن ناراحت شدی؟اخه زودرنجیییی که ناراحت شدی

جواب خدارو چی میخوان بدن فقط

  

مادر پدرت که دارن ظلم میکنن درست

ولی تو چرا فکر کردی غذا درست کردنت لطفه؟پس اونا هم لطف میکنن تو رو تامین میکنن؟؟؟

گلم توجه نکن ب حرفاشون مادر پدرا این روزا اصلا اعصاب ندارن

من با تو و دخترام ،خوشبخت ترینم 
شاید زیاد اینکارا تکرار کردیتحملشون سر اومده

نه بابا

بخدا که هر روز سرم به کار خودمه نه سرو صدایی نه کار خلافی

مثل ادم ساکت میام میرم کاریم ندارم

حتی نه بی ادبی میکنم نه چیزی

قدرمو نمیدونن واقعا

والا من هر سری میگم غذا میپزم میان اینقدر منفی میگن ادم پشیمون میشه

انگار من چلمنگم

  

چقدر عجیبیبه مادرت میگی خانمش؟؟؟؟؟؟

بیخیال من الان بحثم چیه شما میگید این موضوع

والا انگار پدر مادر من نیستن

شما تصور کن یکی وقتی ازدواج میکنه فقط به زنش نگاه کنه و به بچه اش اهمیتی نده

حتی تو مواردی که مقصر من نبودم طرف ایشونو گرفته

خب این منطقی نیست

واقعا ادمی که نمیتونه به بچش حق بده بچه هم نیاره

تو این سال‌ها اینقدر عذاب کشیدم از دستشون برای هفت پشتم بس‌بوده

همین که تیمارستانی نشدم جای بحثه:)

  

مادر پدرت که دارن ظلم میکنن درستولی تو چرا فکر کردی غذا درست کردنت لطفه؟پس اونا هم لطف میکنن تو رو ت ...

خب باشه من ناراحتم نمیدونم چی دارم میگم نمیتونم اون لحظه پردازش کنم لطف یا وظیفه

ولی به کاراشون نگاه کن حتی به چشم خدا هم منفوره این کارا

اینقدر به این ادما بها ندید هر پدر و مادری لیاقت نداره

همین که تحملشون میکنم بخاطر نداشتن خونه است

پول دستم بیاد میرم ولی چون دلسوزم روزای اخر هفته بهشون سر میزنم

هر کی جام بود تیمارستانی میشد

  

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز