سال پیش رفتم باشگاه شوهرم اومد دنبالم اومدید خونه پسر ۲سالم بازی میکرد یهو خوابید بعد از نیم ساعت بلندش کردم غذا بدم بهش دیدم بلند نمیشه استرس گرفتیم کلی به صورتش سیلی زدم اما فایده نداشتش
با گریه بدبختی رفتیم بیمارستان توی راه کلی التماس حضرت عباسو کردم گفتم اسمشو بخاطر تو گذاشتم عباس همه بخاطر اسمش بهم طعنه زدن ولی من با اقتدار گفتم مگه باوقار تر از اسم عباس داریم فقط زاااار میزدم رسیدیم بیمارستان بهش اکسیژن وصل کردن و بردن آنژیو کت وصل کنن بهش گفتن هیچ عکس العملی نداره صد درصد باتری خورده گفتم باگریه نه توخونه دم دست باتری نداریم بعدش زنگ زدن دکتر اومد که دکتر مثلا معروفی بود با توهین بهم گفت کجا بودی که بچه اینطور شد تومادری بچتو گذاشتی رفتی معلوم نیست چیشده بهش