ای خواهر چی بگم هنوو راه نمیره😔😔😔
فقط کنار دیوار واینا راه میره..دستشو باید به یه چی بگیره تا راه بره.. ۲روز پیش خواهر شوهرم همون که بیمارستانه زنگیده گوشیم میگه ببرش کار درمانی حتما یه مشکلی داره و چون دختره بچت خوب نیس اگه قشنگ قدم بر نداره وفلان😢😢😢 انقد دلم شکست.یا خاشه زنگ زده گوشی مامانم میگه مهتابو تو قالی کنین نمیدونم سر قالیو ببرین تا راه بیوفته.. شبا خواب ندارم فاطمه جان بخاطر مهتاب.. ماه دیگه واکسن یک سال ونیم داره.. شوهرم میگه بزار واکسنشو بزنبم اگه راه نیوفتاد بعد ببریم دکتر...بخدا مغزم دیگه نمیکشه...یه چشممم اشکه یه چشمم خون.انقد لنگ مرغ بهش دادم که حودم حالم دیگه بهم میخوره از مرغ ولنگ مرغ ..
مامانم وبابامو شوهرم میگن که راه میوفته حالا یه دوماه دیر تر اما خدارو شکر دخترمون سالمه وتو الکی فکر وخیال میکنی..نمیدونم دیگه مغزم نمیکشه بخدا..
با اعظم مشورت کردم به شرلت معرفی کرد گفت اینو بده ببین چی پیش میاد تقوبتی..به نظرم از۱۰۰%یه۱۰ درصدی فعال تر شده...
ببخش عزیزم سرتو درد اوروم🤗🤗
بابام گرفته میگفت از رو بروی فروشگاه اداده برق نرسیده به ۴راه بازار روز...
فک کنم اقای مهری میگفت...
کشمش عزیزم خدایش مفته من گفتم۴کیلو بگیر واسم.. رفته بنده خدا۶کیلو گرفته😂😂