2777
2789

۲۵ سالمه مجرد 

تقریبا هفته ای یکبار یا دوبار هی برنامه ی مهمونی میذارن مامانم و خاله هامو مامان بزرگم 

من واقعا خوشم نمیاد 

کسی مثل من هست 


به زور منم می‌بره مامانم 

خسته شدم 

خدایا مرسی ♥️

من چندساله هیچ رفت و امدی با فامیل ندارم 

اولش پدر مادرم سر وصدا کردن نفرینم کردن دیدن فایده مداره کوتاه اومدن 

زندگی قطعیت اندوه باری است که ....نه میتوانی تمامش کنی نه میتوانی ادامه بدهی ...

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

من چندساله هیچ رفت و امدی با فامیل ندارم اولش پدر مادرم سر وصدا کردن نفرینم کردن دیدن فایده مداره کو ...

خوشبحالت اینا نمی‌دونم چرا دست از سر من برنمیدارن 

خدایا مرسی ♥️
هفته ای دوبار خیلیه🤦‍♀️ منم نمیتونم برم این همهحتی بهش فکر میکنم هفته ای دوبار فامیلامونو ببینم یه ...

اره خیلی زیاده 

دارم چل میشم از دستشون 

خدایا مرسی ♥️
خوشبحالت اینا نمی‌دونم چرا دست از سر من برنمیدارن

درمانش چندبار دعوا و درگیری و فحش و نفرینه 

من با اینکه پدر و مادرم تاکید دارن بزرگترا تیکه انداختن جواب نده 

قشنگ جواب میدم میشورم پهنشون میکنم ...اصلا ملاحظه هیج آدم بی ادبی رو نمیکنم 

زندگی قطعیت اندوه باری است که ....نه میتوانی تمامش کنی نه میتوانی ادامه بدهی ...

باید مثل من سالی یکبار به زور بری مهمونیاینجوری اتفاقا دلت مهمونی هم میخواد

دقیقا

برام عجیبه چرا اینقدر همه از رفت و امد بیزار شدن. حالا گاهی یه موردای خاصی تو فامیل هست ادم اونا رو کات می کنه

ولی کلا همه از هم بریدن انگار

روز ب روز تنها تر و غمگین تر

اره خیلی زیاده دارم چل میشم از دستشون


ببین عزیزم برای خودت ودیگران مرز بذار

یهو کلا دور فامیل رو خط نکش از طرفی زیادی هم نرو 

ولی حتماً ماهی یکبار برو دیدنشون

مثلاً وقت هایی که همه خونه مادربزرگ هستن


عشق ، بزرگترین متخصص زیباییه !!!                              هیچ آرایشی ، شخصیت زشت را نمی پوشاند !!!

من مادرم مثل شماست

نه اهل مهمان نوازی هست

نه اهل مهمانی دادنه

نه اهل مهمانی رفتنه

کلا رفت و آمدی با اقوام خودم نداریم

ولی همسرم من رو اجباراً هر دو هفته می‌بره خونه مادرش. خواهر برادراش هم میان. اما من ازشون خوشم نمیاد. الان دارم رفت و آمدم رو کمتر میکنم با قوم شوهر.

البته بسیار احساس بی کسی و تنهایی میکنم. اما یکی از برادر شوهرام و زنش خیلی کرم میریزن. اصلا حالم بده میشه وقتی اونا رو میبینم. تپش قلب میگیرم.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز