بعد من دیشب دیگه طاقت نیاوردم رفتم سراغ همسرم،گفتم ببین هر کاری میخوای من میکنم که تو باورت بشه من کاری نکردم.
گفت باشه قربونت برم،من که به تو شک ندارم،عصبی شدم فقط.بذار پیداش کنم جرش میدم که دیگه ت.خم نکنه سمتت بیاد.
ولی خیلی مصنوعی بود حرف زدنش.
بعد گفتم تو رو خدا کاری نکن که واست بد بشه.
گفت اونش به تو مربوط نمیشه.
اصلا کلافه ام به خدا.
حس میکنم از چشمش افتادم به خاطر یه الدنگ مزاحم.
بعدم من مزاحم داشتم زمستون که به همسرم نگفتم و بلاکش کردم،ولی اون تو تلگرام بود،این شمارمم داره
به خدا قسم دروغ نمیگم ولی انگار حرفمو گوش نمیده.