سلام
امروز کلا پای تلویزیون بود نمیدونم چش بود از ظهر ک بیدار شد حرف نمیزد باهام...
منم قرار بود پولی کارت به کارت کنم آماده شدم برم تا سرکوچه گفتم شماره کارتو بگو نگفت... گفت بشین سرجات رفتی دیگه برنگرد!!! منم گفتم میرم پول کارت به کارت کنم مگه کجامیرم پاشد داد زد رفتی دیگه برنگرد.
منم اومدم دیدم تو خیابونه خونمون ی کلید داره ب زور اومد کلیدو پیش مردم ازم گرفت رفت من تو شهر غریبم
بعد ازدواجم مامانمم از خونه بیرونم کرد خواهرم یدونه دارم ک شهر دیگس دیگ کسیو ندارم....
حالا موندم کجا برم میرم ترمینال بمونم جایی ب ذهنم نمیرسه امام زاده ها بعد ۱۲ میبنده دعا کنین برام...