بچه ها رفته بودم بیرون یه جایی ،رسیده بودم خونه دیدم شوهرم زنگ زد بهم بپرسه رسیدم خونه یا نه؟همین طور که داشت حرف می زد اون ور قهقه وخنده یه زن و شنیدم ازش پرسیدم اون صدای کیه؟؟انگار زنه داشت با یکی حرف می زد وقهقه می زد گفت یکی از مشتریای شرکت هست تو جلسه ایم اونم داره با مدیر عامل اینا حرف می زنه می خندن منم گفتم خجالت بکشین جلستون بخوره تو سرتون دست پیش گرفت بهم گفت خیلی بیشرفی که این فکرا رو می کنی.به شدت ناراحتم .نظرتون چیه خیلی داغون شدم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
خب شاید حتما تو جلسه بوده مگه میشه به تو زنگ بزنه زنه هم راحت کنارش بخندههول نشده بود ؟اگه ریلکس بود ...
ببینید من نمیگم تنها بوده با همکاراش بوده ولی اینکه اینقد راحتن قهقهه میکنن از این ناراحتم اکثرا دیر می یاد میگه تو جلسه ایم خوب نگرانم چه معنی داره اینقد به زنیکه رو بدن که صداش و حتی من از این ور تلفن بشنوم