اول ک رنگش میپره بعد نفس هاش غیر طبیعی میشه بعد با خودش حرف میزنه گاهی طرفو برا مدت ها تا نقطه بشه نگا میکنه بعد ری اکشنش با من مثل سگه رفتار گندی با من داره حس بدی به منمیده حس ک تو باید بمیری تا من ب ارزوم برسم و ۰۰۰
هر چی میگم طلاقمو بده نمیده پیش بقیه گردن نمیگیره و میگه من اشتباه فکر میکنم و حساسم ولی پیشخودم بدترین توهینار ب من میکنه هیچ خرجی نمیکنه برام و میگه ارزششو نداری برو بابات خرج کنه ولی پیش خانوادم میگه زنم اشتباه فکر میکنه من نگفتم و من همه زندگیم ماله زنمه و برا این زحمت میکشم (خانوادمو فراموش کنید چون واقعا ب این نتیجه رسیدم اونا بدرد نخرترین هستن تو شرایط و زندکی من و اونام ترجیح میدن من بمیرم تا طلاق و ۰۰۰ )
خب بر گردیم سر بحث اصلی
من یه دختر زیبا بودم داف نبودم ولی خب خشکلی خودمو داشتم خلاصه چنان ب در و دیوار زندگی شوهرم کوبیده و پرتاب شدم ک الان یه زن لاغر استخونی ضعیف افسردم ک ۱۰ ساله ارایشگاه حتی نرفتم فقط دو بار موهامو رنگ کردم
بماند بابت پولش و انگیزه نداشتنم و ۰۰۰ خلاصه شوهرم هر زن خشکلی عملی هیکل و تیم و فرتی میبینه فقط ب جون من میکنه یعنی کاری میکنه ک ب مرگ برسم حس میکنه چرا باید الان ک پولداره اونجور زنی نداشته باشه و حرصی میشه و دمار از روزگار منو در میاره نمونش دیشب زنگ زده میگم خوبی چ خبر کجایی شامتو خردی قرص قندتم بخور
میگه ساندویچی ام لهنش بد بود حالت تمسخر اونایی ک تجربه کردن میفهمن من چی میگم گفتم خب خوبی میگه وای چ دخورای اینجا نازن چ تیپا دارن خوش بحال مردای ک با اینان منم تا ته فیها خالدونشو و جد و اباداسو فوش کش کردم اونم هی تحقیرم میکرد از دیشب زنگ نزده با اینکه زجه منو دراورد از صبح نزدیک ۵۰۰ بار خدا شاهده زنگ زدم و میام دادم ک جواب نمیده فقط میگه بمیر میگم طلاق دو دفعه ک جواب داده گفت الاهی بمیری من با زن خشکل بیام سر قبرت از گوشی خونه ج داد نتونستم ضبط کنم مدرک بشه
زرنگه مدرک نمیده پیش بقیه خودشو عاشق نشون میده