من از چندماه قبل با دوتا از خانمای آشناهامون ک خیلیم صمیمی هستیم هماهنگ کردم که اربعین بریم پیاده روی ...حتی به مدیر کاروان گفتیم اسممون رو بنویسه بعد که جنگ شد اونا ترسیدن و گفتن ما نمیایم ...البته گفتن اگه تو تنهایی بخاطر تو میایم
منم قسم دادم گفتم اگه خودتون دوست دارید بیاید بخاطر من خودتونو تو معذوریت نذارین و اونام نیومدن ...منم با ۲۱ سال سن،مامانم نمیذاره تنها برم گفت خودم همرات میام ولی من مامانم بیماری پوستی داره اگه نیاد بهتره ....اون خانم فامیل مون چندبار با حالت طلبکارانه بهم گفته که تو این گرما میری چیکار و.... میخواستم بگم تو که نمیای چیکار به من داری؟
خیلی ناراحتم .ای کاش از همون اول بهم قول نمیدادن چون من رو حرف اونا حساب کردم
الان تصمیم گرفتم کلا امسال نرم ...