سلام دوستان من با پسری دوس شدم خودم پشت ازمون وکالتم مرحله ی حساسی بودم این پسر اومد سمت من٫این پسردکتراشو گرفته بود این با من حرف زد بخاطر ی سو تفاهمی فکر کرد من دروغ گفتم هربار باور نمیکرد نگوووو خودش دروغگوعه حرفه ایی بوده ،بعد اینکه کات کردیم من رفتم امار اینو دراوردم سنشو دروغ گفته ادرس خونشونو اشتباه گفته ازدواجم کرده ولی نمیدونم طلاق گرفته یانع نمیدونم همه اینارو نگه داشتم که امروز تولدش بود کوبیدم سرش گفتم خودت کلی دروغ گفتی بهم فکر کردی من بهت خیانت میکنم
بهش ی متن طولانی نوشتم اخرش گفتم خوشحال شدم خدا یاشغال رو انداخت از زندگیم بیرون و ی فرصت دوباره به من داد من نباختم تو باختی چون دختر متهعدی رو از دست دادی و نوشتم که چ دروغایی گفتی ،. گفتم خیلی بی وجدانی از این به بعد برو ببینم چطوری با وجدانت کنار میایی و نمیخوام ببینمت خدافظ بعدش اومد نوشت: اوکی تو هیچی نمیدونی هیچی
به نظرتون پشیمون میشه؟من دیگه دوسش ندارم خیلی قلبم شکسته خیلی