مامانم رمان خیلی میخونه با گوشیش خواهرم کلاس دومه داشت با گوشیش بازی میکرد گفت به خواهرم گوشیمو بده دیگه منم گفتم اجی بهش بده گوشیرو رمان میخواد بخونه اومد افتاد به جونم ۱۸ سالمه کتکم زد میگه تو با منظور گفتی رمانه گفتم نه بخدا منظورم اینه رمان کنجکاوی داره گوشیرو بهت بده تا ادامشو بخونی افتاد به جونم کتکم زد حرفای زشتی بهم زد( با شوهرم عقدم بعد صفر عروسیمه حرفای زناشویی با شوهرم زده بودیم گوشیمو یادم رفته بود قفل کنم پیامامو دیدن) میگفت تو دستمال نداری شب عروسی مادر شوهرت میوفته دنبالت ( ما رسم دستمال داریم هنوز) در حالیکه ما اصلا پس بهم نزدیم اصلا رابطه نداشتم 😭😭گفتم بهش روز عروسیم گریه نکنی اصلا اینارو این حرف و کتکارو یادت باشه میگه ج.ن.د.ه.و ...
دلم خیلی شکسته حق با کیه