مراسم ختم بابای زنعموی بابام
طرف ۱۱۵ سالش بوده
دخترش که زنعمو بابامه ۷۵ سالش
گریه میکرد و میپرید تو قبر و دختراشم مثل اون میپریدن
میزد تو سر و صورت خودش
میگفت چرا اینقد زووود رفتی
اخه زود چی رفت خو عمرشو کرد دیگه مگه چقد باید عمر میکرد😐
همه داشتن به مسخره بازیاش میخندیدن و موضوع اصلیو یادشون رفته بود😐😐😐💔💔💔💔💔
تو مسجد هم همش وی وی میکردن و خودشونو میزدن و دایره وار میدویدن😐💔💔💔💔💔
میدونم سختهههه اما تو جای عمومی واقعا زشته . خیلیم زشته.
تو تنهایی این کارو کنید..💔👩🦯