2777
2789
عنوان

خانما ی توصیه خواهرانه بکنم

| مشاهده متن کامل بحث + 443 بازدید | 24 پست
گفتنش راحته کسی که مثل من هیچکسو نداره از ۶صبح تا ۱۲ باید کار کنه و درس بخونه مگه میتونه استرس نداشت ...

خب تو همین الانم درگیر پیشرفت خودت هستی. همه ما کنکور را پشت سر گذاشتیم. طبیعیه یک سال به خودت سخت میگیری، ولی بعد قبول بیشتر وقت میذاری برا خودت. 

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

من از وقتی ازدواج کردم افسردگی اومد سراغم لعنت بهش جز مسئولیت و اعصاب خوردی هیچی نداره

به خدا خواهر من هرچی دقت میکنم تو دوست و فامیل، اون دخترایی که کمتر درگیر شوهر و خونه زندگی ان، و بیشتر دغدغه شون خودشونن، دنبال ارامش خودشون هستن. همونا شوهراشون بیشتر پایبند خونه زندگی ان. و بهتر میخوانشون. چون اصولا مرد اولین چیزی که از زندگی میخواد ی زن شاد و ی خونه ارومه. بعدش خونه داری و ... . من وقتایی که میرم مثلا ی شب پیش شوهرم میمونم و از قضا روحیه ام خوبه و کنارم بش خوش میگذره، هی میگه بیا عروسی کنیم. ولی روحیه ام که خوب نباشه یا هی گیر بدم به رفتار و کاراش، انگار از عروسی کردن ترس برش میداره 

من تازه فهمیدم واقعا میگن مار تو آستینم میپروروندم تازه فهمیدم که د

شمن آشکار من فقط جاری کثیف بود  تازه فهمیدم منو تو چشم همه بد میکرد وخودشو خوب جا میزد الحمدلله که خدا نشونم داد الحمدلله که قطع رابطه کردم الحمدلله که دور شدم از وقتی که دور شدم خدا بهم نگاه کرد اونم نگاه قشنگ

سبحان الله وبحمده سبحان الله العظیم   
خب تو همین الانم درگیر پیشرفت خودت هستی. همه ما کنکور را پشت سر گذاشتیم. طبیعیه یک سال به خودت سخت م ...

یکسال نیست ۸ساله درگیر کارم 

...حرفات قشنگه شاید برا ۵۰ درصد آدما کاربرد داشته باشه 

ولی خیلی وقتا هیچ امیدی هیچ انگیزه ای کافی نیست برای نجات آدما از دلشوره از نگرانی 

آدم روزمزدی که یه روز کار نکنه شبش گشنست رو این چیرا حالشو خوب نمیکنه 


دوتا کاربری دارم برا وقتی که تعلیق شدم ممکنه جوابتونو با اون یکی کاربری بدم  ...اگر به حس ششم ف...ال و طلسم و دعا گرفتن و مولا و نفرین و کارماشو پس داد اعتقاد داری  لطفا منو ریپ نکن ...حس و شهود پایه هاش سسته...درست مثل تارهای عنکبوت ...در ضمن من بلد نیستم دلداری بدم  اگر بلد باشم راه حل میدم منتقد خوبیم هستم ...یه آدم معمولی که معمولی بودنشو پذیرفته 

خیلی خوب بود حرفاتون راست میگین چرا ما خودمون رو فراموش کردیم

واقعااااا. من قبل عقد درونم انقدر شاد بود که وارد هر جمعی میشدم ناخوداگاه اون انرژی مثبت را به همه میدادم. اصلا شوهرم عاشق همینم شده بود. ولی این یک ساله عقد انقدر شوهرم شده مرکز جهانم که من همه چیز را رها کردم فقط ببینم این چیکار میکنه چی میگه چی فکر میکنه 

شدم ی دختر بی اعتماد به نفس خود کم بین ناراحت نق نقو 

نمیشه حرص نخورد خیلی سخته نادیده گرفتن همه چیز

برا منم خیلی سخته. من تازه به خاطر وسواس فکری ۶ ماه دارو خوردم. دیگه بدنم عادت کرده بود و روم اثری نداشت و به خمین خاطر قطع کردم. الان از درون کاملا متلاشی ام. ولی به خودم میگم خب تهش چی؟ یعنی انقدر باید ضعیف باشی که ی نفر دیگه بتونه حال خوب یا بد تو را تعیین کنه. گور پدرش کرده. هر غلطی میخواد بکنه . و ی ماهی هست به هر طریقی دارم چنگ میزنم که یکم حال خودمو خوب کنم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز