برگشته میگه حقوقامون یه یه حساب باشه باهم خرج کنیم دوتا کارت باشه دست هردو
گفتم من خوشم نمیاد و من دوس دارم خرجی ام به من بدی اینجوری نباشه که خودش حقوق داره شاید من کل حقوقمو بدم بره واسه قسط ماشین
گفت خب نباید هرکی برای خودش خرج کنه من منظورم اینه وگرنه منم برم پولامو خرج کنم جای دیگ به توام نگم
منم گفتم برو هرجای قانون خواستی بپرس نفقه حق زنه تو وظیفته نفقه بدی خرج خوراک و پوشاک بدی ولی نمیتونی بری دادگاهی شکایت کنی که زنم حقوقشو نمیاره بده به من
که اخرش متقاعد شد یا وانمود که که متقاعد شده
خلاصه که ردش کردم کلا به دلم نبود ولی یه چیزی فکرمو درگیر کرد چجوری در برخورد بااین مسائل با سیاست رفتار کنم من که ازدواجم کنم کل حقوقم قسط وسیله جهاز بدم بعد اونم ماشین بخرم کلشو بدم قسط ماشین
بابا پسرا خیلی پررو سدم رو بدی خرجی میخوان میترسم دیگ خاستگار میاد میگم حیف من اینا چین اخه که من باید خودمو جونمو تنمو پولمو بزارم دراختیارش بابام چه قدر زحمتمو کشیده