2777
2789
عنوان

امشب کلی دلم گرفته بودو گریه کردم

| مشاهده متن کامل بحث + 589 بازدید | 58 پست
منم گفتم هفته بعد وقتی دیدم نشسته دست بچه هارو میگیرم میرم بیرون گفت کجا میگم همون جایی که تو نمیبری ...

خودت برو اگه نزدیک خونتون هست من بچهامو میبرم هرازگاهی

میشه لطفا برام صلوات بفرستین  ممنونتون میشم

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

من شوهرم دست به خرجش خوبه اصلا خسیس نیستولی اهل گردش نیست

وآسه من کلکسیون بدیه، نه پول خرج میکنه نه اخلاق و محبت داره نه اهل گردش و حتی مهمونیه فک کن مراسم ختم رو هم اکثرا نمیاد من با بقیه میرم

دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ ....

شوهر منم همینه تا سر کوچه نمیبره مارو 

وقتی هم که خونهس کلا خوابه 

خودم که هیچی بچه م پوسید تو خونه😭

امروز تا سه بعدازظهر خواب بود آخر آنقدر جیغ زدم تا بیدار شد گلی دعوا و کتک کاری کردیم بعدم پرتش کردم ببرون😑

ببین خواهر من بذار یک تجربه ای رو بهت بگم هم برای تو هم بقیه خانوما

شوهره منم اوایل همیشه تو قیافه بودم چیزی باب میلم نبود اخم میکردم بهم می‌گفت تورو کر بکشم کول بگیرم یکیه پس نمیکنم برات کاری 

خیلی دعواها و نزاع ها و جنگ ها داشتیم خدا بداند

تا اینکه دیگه الان یک مدته هرچیزی بشه فقط میخندم خوشحال و خندون و راضی 

کیف می‌کنه 

نیادم اصلا مهم نیست با مامانم برادرام دوستام بچه هام میریم شام پارک خودم با ماشین میبرم کلی هم کیف می‌کنیم 

پس اینو یادت باشه اخم بی اخم 

یکسری مردا نقطه ضعف شونه 

ببین خواهر من بذار یک تجربه ای رو بهت بگم هم برای تو هم بقیه خانوماشوهره منم اوایل همیشه تو قیافه بو ...


متاسفانه نمیخوام  زیاد با خانوادم برم شوهرم دیگه همه چی رو از سر خود باز میکنه البته اوناهم مثل قبل زیاد جایی نمیرن مادرم پا درد داره و خواهرم هم داره واسه تزش درس میخونه

آخه بیخیال بشی دیگه خیلی خوشحالیه

شوهرم تفریحو تو این میبینه بره خونه مادرش اینا دراز بکشه و ماهم بشینیم الکی مادرش یه طرف افتاده و هر دقیقه میگه فلان جام درد میکنه بابام که ولش کنی همش خوابه نه کسی میاد نه کسی میره

یا بره گاهی خونه مامانم اینا

یا ببخشید ر ا ب ط ه  وفکر میکنه منم کیف میکنم و دیگه با اینکار احتیاج به تفریح ندارم

متاسفانه نمیخوام زیاد با خانوادم برم شوهرم دیگه همه چی رو از سر خود باز میکنه البته اوناهم مثل قبل ...

میفهمم عزیزم هممون درنهایت یک جورایی تنهاییم 

اینو باور کن من خودمم خیلی تنهام ولی خودمو وفق دادم آخه دوستام هم بپیچون شدن الویت فقط خودشونن میخوان با آدم بیان بیرون انگار اونا طلان تو حلبی پاره راست میگی والا

اما غصه نخور هممون مثله همین 

متاسفانه نمیخوام زیاد با خانوادم برم شوهرم دیگه همه چی رو از سر خود باز میکنه البته اوناهم مثل قبل ...

می‌دونم چی میگی بهت حق میدم ولی همه باور کن الان اینجورین من خودم همش به شوهرم میگفتم چیه یک دوست خانوادگی نداریم یکنفرو نداریم باهاشون بریم تا اینکه اومدم اینجا دیدم همه عینه مان الان یادم خوابید و آروم شدم 

عزیزم بخدا مردا همشون یا اکثرشان همینن منم بیشتر خودم میرم اگه نباد یا غر بزنه

یکی از دوستاش پول نداره ولی همش در گردشه 

من آدمی نیستم اصلا مقایسه کنم اینم خودش.تعریف کردم

منم گفتم نه مثل اون نه مثل تو 

مثلا زنگ میزنه به یکی کار داره میگه کجایی میگه بیرون فلان جا میگه ای شما که همش بیرونید میگم چیکار کنن بشینن تو خونه چون تو بدت میاد

وآسه من کلکسیون بدیه، نه پول خرج میکنه نه اخلاق و محبت داره نه اهل گردش و حتی مهمونیه فک کن مراسم خت ...

منم همینطور تازه چقدرم باید حرف بشنوم یک تدفین یا مراسم ختم فامیل برم و بیام 

من همه رو خودم تنها میرم تازه جدیدا عروسی هم نمیاد همه رو غر میزنه فامیلتون اله بله حال بهم زنه منم تنها با بچه م میرم کلی هم میرقضم و کیف میکنم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز