2789
عنوان

تاحالا چقدر سر اینکه قدرت نه گفتن و نداشتی تو هچل افتادی

| مشاهده متن کامل بحث + 417 بازدید | 46 پست

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

من الان در همون تباهی به سر میبرم

احتمالا کم سن و سالی.

طبیعی منم زیر ۳۰ سال ک بودم خیلی احساسی تر تصمیم میگرفتم الان منطقی تر  وقتی که کاری باشه ک انجامش بدم خودم هی باید سرزنش کنم خودخوری کنم برا جی همچین فداکاری برا کسی کنم ک ارزشش نداره؟؟

همیشه ب این فکر کن اگ طرف مقابلت تو موقعیت شما بود بازم برات همچین کاری می‌کرد؟؟ 


ویران شده را حوصله منت معمار نباشد//ویرانه ما را بگذارید که ویران بماند....... 

عزیزم سن خر پیر و دارم ۳۰ رو رد کردم

ای بابا ... کلا دختر احساساتی ک نمیخوای کسی ناراحت کنی

من بخدا ازدواجم همینجوری بود بابام گفت باید با همین عروسی کنی من احمق هم ن نگفتم ولی ۱ هفته دلگیره و تهوع شدید داشتم از استرس

انقد احساساتم سرکوب شد ک دیگه احساسی ندارم ک بخوام باهاش تصمیم بگیرم

ویران شده را حوصله منت معمار نباشد//ویرانه ما را بگذارید که ویران بماند....... 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز