هفته پیشم تو مسجد دیدمش بخاطر این قضیه همش ازش فرار میکنم چون سوتی داده بودم
شبی ام آمده بودن خونه ما برای گرفتن ضامن یا چیزی برا وام من وقتی دیدم دارن میان تو با برادر آمدیم بریم تو اتاقمون سرمون خورد تو هم تو چارچوب در گیر کردیم حالا این وضع دید من حس میکنم مسخره ام میکنه میخام خودم خفه کنم