بابای این پسره قبلا دوست بابام بوده من اوایل خرداد ماشینمو عوض کردم تو نمایشگاه این پسره و خب رفتارش اصلا طوری نبود که بخواد نخ بده خیلی خونگرم و محترمانه برخورد میکرد رو حساب اشنایی باباهامون و خب یه بار که با بابام رفتیم نمایشگاه با اونو باباش رفتیم ناهار بیرون و خب خیلی عادی برخورد میکرد خلاصه گذشت و دیگه ندیدمش حتی هیچ تماس یا پیامی هم نبود بعد معامله تا اینکه مادرش زنگ زد مامانم دعوتمون کرد باغ و رفتیم ولی پسرشون نبود اونم گذشت تا اینکه قبل از عاشورا تاسوعا مادرش زنگ زد به مامانم و گفت پسرش از من خوشش اومده و خواسته از شما اجازه بگیرم که با دخترتون بیشتر آشنا بشه مامان منم گفته با دخترم صحبت میکنم بهتون خبر میدم منم به مامانم گفتم اوکیه خیلی پسر خوبیه بگو باشه و مامان من هی الکی لفتش میداد زنگ نمیزد خبره بده خود پسره هم پیام نداده تا حالا بعد دیگه از دیشب به مامانم پیله کردم که زنگ بزن به مامانش خلاصه امروز قبل از ظهر زنگ زد مامانم ولی اون جواب نداد الان به نظرتون منصرف شدن ؟ اخه خود پسره چرا هیج پیامی نمیده شمارمو که داره الان یعنی کنسل شده قضیه ؟
من یه دختر تحصیلکرده ی شاغل و مستقلم که دلم میخواست یه خانوم متاهلِ خانه دار باشم به جای سروکله زدن با بچه های مردم شوهرداری کنم و بچه ی خودمو بزرگ کنم ولی مهرم به دل کسی نیوفتاد تا امروز که ۲۴ سالمه هیج مردی بهم دوستت دارم نگفته یه نگاه محبت آمیز نکرده دستامو تو دستاش نگرفته من لیاقتشو داشتم که عشق رو تجربه کنم ولی کسی منو نخواست ... اگه مردی تو زندگیتون دارید که دوستتون داره قدرشو بدونید زندگی تکراریه شما حسرت خیلی هاس .تحصیلات و شغل و رفیق و گردش و تفریح کمبود های احساسی آدمو جبران نمیکنه
ولش کن پیشو نگیر اگه بوادت خودش میاد،اگه نه که حتما قسمتت نیس، من ذهنم رفته سمت این که شاید مامان باباش تو رو خواستن براش خودش نخواسته الان که جدی تر شده نتونستن بتهم کنار بیان
من یه دختر تحصیلکرده ی شاغل و مستقلم که دلم میخواست یه خانوم متاهلِ خانه دار باشم به جای سروکله زدن با بچه های مردم شوهرداری کنم و بچه ی خودمو بزرگ کنم ولی مهرم به دل کسی نیوفتاد تا امروز که ۲۴ سالمه هیج مردی بهم دوستت دارم نگفته یه نگاه محبت آمیز نکرده دستامو تو دستاش نگرفته من لیاقتشو داشتم که عشق رو تجربه کنم ولی کسی منو نخواست ... اگه مردی تو زندگیتون دارید که دوستتون داره قدرشو بدونید زندگی تکراریه شما حسرت خیلی هاس .تحصیلات و شغل و رفیق و گردش و تفریح کمبود های احساسی آدمو جبران نمیکنه
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
ولش کن پیشو نگیر اگه بوادت خودش میاد،اگه نه که حتما قسمتت نیس، من ذهنم رفته سمت این که شاید مامان با ...
وااای کاش اینجوری نباشه
مامانش گفت پسرش خودش به مامانس گفته که از خانوادم اجازه بگیرن حالا شایدم مادره دروغ گفته
من یه دختر تحصیلکرده ی شاغل و مستقلم که دلم میخواست یه خانوم متاهلِ خانه دار باشم به جای سروکله زدن با بچه های مردم شوهرداری کنم و بچه ی خودمو بزرگ کنم ولی مهرم به دل کسی نیوفتاد تا امروز که ۲۴ سالمه هیج مردی بهم دوستت دارم نگفته یه نگاه محبت آمیز نکرده دستامو تو دستاش نگرفته من لیاقتشو داشتم که عشق رو تجربه کنم ولی کسی منو نخواست ... اگه مردی تو زندگیتون دارید که دوستتون داره قدرشو بدونید زندگی تکراریه شما حسرت خیلی هاس .تحصیلات و شغل و رفیق و گردش و تفریح کمبود های احساسی آدمو جبران نمیکنه
پسره اگه میخواست خودش اقدام کنه از همون اول همین کار رو میکرد، نه اینکه مادرش رو جلو بفرسته.مادرتون ...
۱۰_۱۲ روز
من یه دختر تحصیلکرده ی شاغل و مستقلم که دلم میخواست یه خانوم متاهلِ خانه دار باشم به جای سروکله زدن با بچه های مردم شوهرداری کنم و بچه ی خودمو بزرگ کنم ولی مهرم به دل کسی نیوفتاد تا امروز که ۲۴ سالمه هیج مردی بهم دوستت دارم نگفته یه نگاه محبت آمیز نکرده دستامو تو دستاش نگرفته من لیاقتشو داشتم که عشق رو تجربه کنم ولی کسی منو نخواست ... اگه مردی تو زندگیتون دارید که دوستتون داره قدرشو بدونید زندگی تکراریه شما حسرت خیلی هاس .تحصیلات و شغل و رفیق و گردش و تفریح کمبود های احساسی آدمو جبران نمیکنه
چه غلطی کنم الان خیلی خوب و خفنه پسره اصلا فکرشم نمیکردم منو بخواد الان داغونم نمیخوام این فرصتو از ...
اسی خودت پیام بده😅
ولی اگه یه روزم من بخشیدمت،تو خودتو به خاطر شبایی که من با گریه خوابیدم،به خاطر همه دردهام،حال بدم،تنهایی هام،آوارگی هام،سرزنش های بقیه،آرامبخش های پی درپی،موهای سفیدم،قلب دردهام نبخش 🖤
چقدر ارتباط رو سخت میگیری به پسر پیام بده بگو خوبین چه خبر و اینا و همچنین بحثی یوده که مامانم الان من رو در جریان گذاشته میخواستم بپرسم خودتون در جریان هستین بعد گفت آره بگو خوب من میخوام یه تایمی با شما آشنا بشم و بیشتر همو بشناسیم و یکم رفت و آمد کنیم تموم شد و رفت فکر هم نکن زشته این طرف احتمال داره شوهر آینده ات باشه دیگه