2777
2789

 بابای این پسره قبلا دوست بابام بوده من اوایل خرداد ماشینمو عوض کردم تو نمایشگاه این پسره و خب رفتارش اصلا طوری نبود که بخواد نخ بده خیلی خونگرم و محترمانه برخورد میکرد رو حساب اشنایی باباهامون و خب یه بار که با بابام رفتیم نمایشگاه با اونو باباش رفتیم ناهار بیرون و خب خیلی عادی برخورد میکرد خلاصه گذشت و دیگه ندیدمش حتی هیچ تماس یا پیامی هم نبود بعد معامله تا اینکه مادرش زنگ زد مامانم دعوتمون کرد باغ و رفتیم ولی پسرشون نبود اونم گذشت تا اینکه قبل از عاشورا تاسوعا مادرش زنگ زد به مامانم و گفت پسرش از من خوشش اومده و خواسته از شما اجازه بگیرم که با دخترتون بیشتر آشنا بشه مامان منم گفته با دخترم صحبت میکنم بهتون خبر میدم منم به مامانم گفتم اوکیه خیلی پسر خوبیه بگو باشه و مامان من هی الکی لفتش میداد زنگ نمیزد خبره بده خود پسره هم پیام نداده تا حالا بعد دیگه از دیشب به مامانم پیله کردم که زنگ بزن به مامانش خلاصه امروز قبل از ظهر زنگ زد مامانم ولی اون جواب نداد الان به نظرتون منصرف شدن ؟ اخه خود پسره چرا هیج پیامی نمیده شمارمو که داره الان یعنی کنسل شده قضیه ؟ 

 من یه دختر  تحصیلکرده ی شاغل و مستقلم که دلم میخواست یه خانوم متاهلِ خانه دار باشم به جای سروکله زدن با بچه های مردم شوهرداری کنم و بچه ی خودمو بزرگ کنم ولی مهرم به دل کسی نیوفتاد تا امروز که ۲۴ سالمه هیج مردی بهم دوستت دارم نگفته یه نگاه محبت آمیز نکرده دستامو تو دستاش نگرفته من لیاقتشو داشتم که عشق رو تجربه کنم ولی کسی منو نخواست ... اگه مردی تو زندگیتون دارید که دوستتون داره قدرشو بدونید زندگی تکراریه شما حسرت خیلی هاس .تحصیلات و شغل و رفیق و گردش و تفریح کمبود های احساسی آدمو جبران نمیکنه 

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

چی بگم والا به یه بهونه نمیتونی بری نمایشگاه؟؟

 خیلی ضایع میشه اونجوری خودش باید پا پیش بزاره 

 من یه دختر  تحصیلکرده ی شاغل و مستقلم که دلم میخواست یه خانوم متاهلِ خانه دار باشم به جای سروکله زدن با بچه های مردم شوهرداری کنم و بچه ی خودمو بزرگ کنم ولی مهرم به دل کسی نیوفتاد تا امروز که ۲۴ سالمه هیج مردی بهم دوستت دارم نگفته یه نگاه محبت آمیز نکرده دستامو تو دستاش نگرفته من لیاقتشو داشتم که عشق رو تجربه کنم ولی کسی منو نخواست ... اگه مردی تو زندگیتون دارید که دوستتون داره قدرشو بدونید زندگی تکراریه شما حسرت خیلی هاس .تحصیلات و شغل و رفیق و گردش و تفریح کمبود های احساسی آدمو جبران نمیکنه 

خب اینجور پسری رو زمین نمیمونه گاهی ناز کردن زیادی هم خوب نیس نباید مامانت اینقدر لفتش میداد

ولی اگه یه روزم من بخشیدمت،تو خودتو به خاطر شبایی که من با گریه خوابیدم،به خاطر همه دردهام،حال بدم،تنهایی هام،آوارگی هام،سرزنش های بقیه،آرامبخش های پی درپی،موهای سفیدم،قلب دردهام نبخش 🖤

کاش زود زنگ میزدید حتما چون اشنا هستین پسره نخاسته خودش بهت بگه خجالت کشیده

 مامانم مسخره بازی دراورد هرچی بهش گفتم هی الکی عقب انداخت

 من یه دختر  تحصیلکرده ی شاغل و مستقلم که دلم میخواست یه خانوم متاهلِ خانه دار باشم به جای سروکله زدن با بچه های مردم شوهرداری کنم و بچه ی خودمو بزرگ کنم ولی مهرم به دل کسی نیوفتاد تا امروز که ۲۴ سالمه هیج مردی بهم دوستت دارم نگفته یه نگاه محبت آمیز نکرده دستامو تو دستاش نگرفته من لیاقتشو داشتم که عشق رو تجربه کنم ولی کسی منو نخواست ... اگه مردی تو زندگیتون دارید که دوستتون داره قدرشو بدونید زندگی تکراریه شما حسرت خیلی هاس .تحصیلات و شغل و رفیق و گردش و تفریح کمبود های احساسی آدمو جبران نمیکنه 
خب اینجور پسری رو زمین نمیمونه گاهی ناز کردن زیادی هم خوب نیس نباید مامانت اینقدر لفتش میداد

چه غلطی کنم الان خیلی خوب و خفنه پسره اصلا فکرشم نمیکردم منو بخواد الان داغونم نمیخوام این فرصتو از دست بدم

 من یه دختر  تحصیلکرده ی شاغل و مستقلم که دلم میخواست یه خانوم متاهلِ خانه دار باشم به جای سروکله زدن با بچه های مردم شوهرداری کنم و بچه ی خودمو بزرگ کنم ولی مهرم به دل کسی نیوفتاد تا امروز که ۲۴ سالمه هیج مردی بهم دوستت دارم نگفته یه نگاه محبت آمیز نکرده دستامو تو دستاش نگرفته من لیاقتشو داشتم که عشق رو تجربه کنم ولی کسی منو نخواست ... اگه مردی تو زندگیتون دارید که دوستتون داره قدرشو بدونید زندگی تکراریه شما حسرت خیلی هاس .تحصیلات و شغل و رفیق و گردش و تفریح کمبود های احساسی آدمو جبران نمیکنه 
منتظر خبرنطبق تجربه میگم

 خب مامانم زنگ زد به مامانش جواب نداد 

 من یه دختر  تحصیلکرده ی شاغل و مستقلم که دلم میخواست یه خانوم متاهلِ خانه دار باشم به جای سروکله زدن با بچه های مردم شوهرداری کنم و بچه ی خودمو بزرگ کنم ولی مهرم به دل کسی نیوفتاد تا امروز که ۲۴ سالمه هیج مردی بهم دوستت دارم نگفته یه نگاه محبت آمیز نکرده دستامو تو دستاش نگرفته من لیاقتشو داشتم که عشق رو تجربه کنم ولی کسی منو نخواست ... اگه مردی تو زندگیتون دارید که دوستتون داره قدرشو بدونید زندگی تکراریه شما حسرت خیلی هاس .تحصیلات و شغل و رفیق و گردش و تفریح کمبود های احساسی آدمو جبران نمیکنه 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز