امشب ی مداح اوردن ساعت ۹ قراره از بوشهر بیاد برامون بخونه برامون چقد دوس داشتم تو این مراسم باشم از عصر اماده شدم کل خانوادم رفتن اونجا جای من نبود که برم باهاشون تو ماشین 💔ایقد گریه کردم تنهایی توی خونه اصن براشون مهم هم نیود ک برم یا نه تنهام یا نه زنگ زدم تاکسی چقد میبره گفت ۱۳۰ همونم ندارم 💔بعضیا چ زندگیای خوبی دارن دلم گرفته واقعا چقد بی عدالتی 💔من حسرت میخوریم اجازه کار هم نداریم ک بریم کاز کنیم خدایا 😭
بیایین دردودل کنیم💔..شمام بگید از این لحظه هایی ک براتون پیش اومده
😔کاش امام حسین خودش ب زندگی منم نگاه کنه