که تمام دغدغه ام جوش های نوجوانیم بود
که موهایم را دم اسبی میبستم و چتری هایم را مرتب میکرد
کاش رنگ جیغ لاکم دلم را میزد و ماتش میکردم
کاش تمام دغدغه ام مانتوی جدید دوستم بود که قرض بگیرم
کاش حواسم پرت نگاه تازه ای که آنطرف تر به سمتم بود میشد همانجا گوشی ام را بر کیداشتم و به دوست صمیمی ام زنگ میزدم و از توهم عشق های کوچه بازاری برایش میگفتم و میخندیدم
کاش نوزده ساله ای بودم که فکر میکردم دیر شده برای پوشیدن لباس عروس دیر شده برای سفرهای دو نفره...
دیرشده و من هنوز پشت کنکور مانده ام!!!!