خاله کوچیکم که اسمش مونا داره از همسرش جدا میشه بخاطر اعتیاد و دست بزن..من خیلی دلداریش میدم و گاهی پیام های همسرشو بهم نشون میده،با گوشی من به اون یکی خاله م که اسمش لیلا زنگ زده بود،گوشیم صدا ضبط میکنه،شنیدم لیلا داشت میگفت بیخود میکنی پیامات به نفس(من)نشون میدی اون خیلی دختر دانایی هست،بعدم گفت شوهر من خیلی ادم خوبیه نمیزاره بیام خونه مامانم،میگه خونه خودمون بمون،مثل(اسم بابای منو گفت) نیست که منت سرش بمونه و اجازه بده زنش بیاد خونه مادرش بمونه،درحالی که مامان من خونه ش تهرانه،سالی ۱بار میاد شهرستان و میره خونه مادربزرگم
منم اینا رو شنیدم بهش زنگ زدم باهاش دعوا کردم،حالا بهم ی سری کادو داده زنگ زده گفته کادو هارو پس بیار،منم کادو هارو پس دادم