مادر شوهر منم همینه هر موقع رفتم خونش اولا که کدوم شام و ناهار داشتیم برگشتیم (ماهی یک شب میریم کلا نکه همیشه اونجا باشیم ) ساعت ۱۰ شب میخوابیم بلند بشیم بیایم خونه تازه میگه بشینین یه چیزی دور هم بخوریم ...اگه خواهر شوهرام باشم یه چیزی سنبل میکنن اونم اجازه نمیده مامانش که غذای خورشتی کبابی باشه املتی الویه ای چیزی هست
منم سالی یک بار همه رو دعوت میکنم غذای خوب میدم .اما ممکنه گاهی شب با پدر شوهرم بیان خونم اونجا براشون غذای ساده درست میکنم مثل خودشون