ما تهرانیم
از صدای بمباران دیشب واقعا نخابیدیم
دیروز کلی غر زدم به فکر نیستی ما رو جایی نبردی
حالا صبح گفت شمال کلید ویلای دوستم ومیگیرم
صبح رفت سرکار
گفتم کاش به جایی باشه اطراف تهران که تو هم بیای پیشمون
برداشته میگه با داد آره شما برید شمال من اینجا بمونم چیزیم بشه خونواده م دیگه ولت نمیکنن
اصلا به هم ریختم
دیوانه س
انگار من میگم موشک بزنید به این