یبار تو دانشگاه صحبت از ترس شد وقرار شد بریم قبرستون یه تابوت مانندی هست واونجا نصف شب عکس بگیریم برگردیم
منی که حرف زده بودم واستادمون گفت یه کلاه میزارم هرکسی بتونه اون بیار تنها کسی که جرات کرد بره من بودم رفتم اومدم دستم بکنم تو تابوت یکی بلند شد نشست بقیش بگم
سلام دخترا، من چند ساله از سامانلعیا خرید میکنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدلهاشون رو اونجا میذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.
گفتم اگه کسی دنبالشون میگرده، از اینجا میتونه پیداشون کنه