2777
2789
عنوان

شهید جواد محمدی

49 بازدید | 0 پست

سيد، يكی از بچه های مدافع حرم اعزامی از اصفهان و از رفقای شهدای  ذكر شده در اين كتاب بود. اما زندگی خانوادگی اش دچار مشكلات شده بود. مهمترين مشكل آنها اين بود كه فرزندانشان قبل از تولد از دنيا ميرفتند! سومين فرزند هم به همين صورت. دكتر پس از ديدن نتيجه سونوگرافی گفت: بچه در شكم مادر مرده، فردا اول وقت بياييد برای

خارج كردن فرزند. بيشتر از اين هم اگر نگه داريد مادر از دنيا خواهد رفت. خيلي به هم ريخته بود. همسرش را كه رساند به خانه، بيرون رفت و با خداوند خلوت كرد. گفت: همسرم ديگر تحمل ندارد. دوست داشتم فرزندم ميماند و سرباز امام عصر (عج) ميشد. بعد به سر مزار شهيد جواد محمدی رفت. به جواد گفت: تو هم مثلا رفيق ما هستی؟ نميبينی چه مشكلاتی برايم پيشآمده؟ يك كاری بكن.صبح فردا ميخواستند راهی بيمارستان شوند. قبل از رفتن، مادر همسرش از راه رسيد و گفت: صبر كنيد. الان شهيد جواد محمدی را در خواب ديدم. به من برگه ای داد و گفت: به سيد بگو فرزندت با لطف خدا سالم است. باور نكردند. قبل از رفتن به بيمارستان، دوباره سونوگرافی كردند و پيش همان خانم دكتر بردند. چند بار سونوگرافی ديروز و امروز را كنار هم گذاشت و نگاه كرد! بعد گفت: يكی از این ها حتما اشتباه است. اما نميدانست كه خداوند متعال به دعای يک شهيد ميتواند سرنوشت انسانی را حتی در رحم مادر تغيير دهد.الان مدتی است كه اين سيد كوچك به دنيا آمده اما سید میگفت: زمانی که جواد محمدی شهید شد تا مدتی پیکر او مفقود بود.من برای کار دیگری خدمت آیت الله ناصری رسیدم. به ایشان تصویر شهید جواد محمدی را نشان دادم و گفتم: حاج آقا دعا کنید پیکر این شهید برگردد.آیت الله ناصری لبخندی زدند و فرمودند: ایشان در لحظه شهادت مورد عنایت خاص حضرت ولیعصر قرار گرفتند. به زودی هم پیکرشان باز میگردد.مدت کوتاهی بعد از این صحبت، پیکر شهید جواد محمدی به میهن بازگشت.

شادی ارواح طیبه شهدا فاتحه مع الصلوات

حساب کاربری واگذار میشه

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز