تاپیک قبلیم گقتم من ۸ .۹ سال پیش با یکی بودم همونجا رابطمون قطع شد اون اصلا ایران نموند الان برگشته که دوست دارم و فلان و بهمان و ول کن من نیست من با شوهرم در میون گذاشتم ناراحت شد چرا قبلا نگفتم ولی اوکی شدیم و اینا
تا اینکه دیشب خونه مادرشوهرم بودیم جاریم خبر بارداریش رو داد بخدا من خیلی خوشحال شدم شوهرمم خیلی ذوق کرد خلاصه برگشتیم خونه حرف بچه بود من مریضم فعلا تخمک فریز کردم و قصد بچه نداریم