2777
2789

بخاطر همین شوهرم خونشون نمیاد زیاد و امروز شوهرم با بابام رفته سرکار


به مامانم زنگ زدم حال و احوال پرسی کنم،بهم گفت مت با شوهرت طِی‌ کردیم که روزی ۱ملیون بهش پول بدیم،گفتم خب مگه من حرفی درمورد کار زدم؟مگه ما گفتیم بیشتر بدید؟این چه حرفیه میزنی


بعد تولدم بود ۲ماه پیش خب شوهرم خیلی اوضاع مالیش بهم ریخته ولی میخواسته منو سوپرایز کنه که مامانم زنگ زده بهش گفت امسال ما میخوایم تولد بگیریم تو نگیر،حالا چندروز پیش به شوهرم میگفت فلانی برای زنش کادو تولد انگشتر گرفته و نگاه تحقیر آمیز میکرد به شوهرم،وقتی از خونشون برمیگردیم شوهرم خیلی غصه میخوره،چکار کنم؟ 

يک‌ روز كه تصورش را نمیكنی،جايی كه در خواب هم نديده‌ای،لحظه‌ای كه به هيچ چيز فكر نمیکنی،و تازه رها شده ای از بند آرزو،از جانب پروردگار دريافت خواهی كرد ،چيزی فراتر از آنچه در طلبش بودی

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

مادرت رو سر جایش بشون در خفا

چطوری؟اصلا آدم نمیشه،خیلی بخاطر این رفتاراش باهاش حرف‌زدم اما نمیفهمه و دفعه بعدی بدتر‌ انجام میده

يک‌ روز كه تصورش را نمیكنی،جايی كه در خواب هم نديده‌ای،لحظه‌ای كه به هيچ چيز فكر نمیکنی،و تازه رها شده ای از بند آرزو،از جانب پروردگار دريافت خواهی كرد ،چيزی فراتر از آنچه در طلبش بودی

ارتباطتو کم کن با خونوادت بشین باهاشون حرف بزن بگو ناراحتی

بابام خیلی آروم و مهربون و با درکه،اما نمیتونه مادرمو کنترل کنه

يک‌ روز كه تصورش را نمیكنی،جايی كه در خواب هم نديده‌ای،لحظه‌ای كه به هيچ چيز فكر نمیکنی،و تازه رها شده ای از بند آرزو،از جانب پروردگار دريافت خواهی كرد ،چيزی فراتر از آنچه در طلبش بودی

اول اینکه همسرت باید از کاری ک بابات براش جور کرده خودشو بکشه بیرون و بره یجای دیگه سرکار 

حتی شده توی فست فودی 

بعدش کمتر برید و بیایید و بگید نمیخاییم منتی توی زندگیمون باشه 

تا الانم هرکاری برامون کردین ممنونتونم 

عمق فاجعه اونجاست که ما دهه هفتادیا داریم پرونده طلاق دهه هشتادی هارو میبندیم( -_-)درخواست دوستی پذیرفته نمیشود حتی شما

چطوری؟اصلا آدم نمیشه،خیلی بخاطر این رفتاراش باهاش حرف‌زدم اما نمیفهمه و دفعه بعدی بدتر‌ انجام میده

محدودیت در رفت و آمد خونشون

محدودیت توجه به حرف زدنش

محدودیت زنگ زدن

محدودیت دادن خبر های جدید


مثلاً مریض بشی آمبولانس بیاد برم رو سقف آژیر بکشم..بی😬 بو 😲بی 😬بو😯 بی 😬بو😯♥️🫴🏽

چقدر مادرت در جریان اوضاع مالی شما هستاین خوب نیست

آفرین همینطوره،هرکاری‌میکنم بیخیال نمیشه،روزی ۱۰بار بهم زنگ میزنه،میگه امروز شوهرت کار کرده؟چند تومن؟الان شوهرت خوابه؟و و و.....هرچی میگم انقد بهم زنگ نزن الکی قهر میکنه میگه باشه،بعد ۱ساعت بعدش دوباره زنگ میزنه،پیام میده

يک‌ روز كه تصورش را نمیكنی،جايی كه در خواب هم نديده‌ای،لحظه‌ای كه به هيچ چيز فكر نمیکنی،و تازه رها شده ای از بند آرزو،از جانب پروردگار دريافت خواهی كرد ،چيزی فراتر از آنچه در طلبش بودی

اول اینکه همسرت باید از کاری ک بابات براش جور کرده خودشو بکشه بیرون و بره یجای دیگه سرکار حتی شده تو ...

بابام آدم خوبیه عزیزم،منم به شوهرم نمیگم که مامانم چی گفته بهت،نمیخوام لج کنه

يک‌ روز كه تصورش را نمیكنی،جايی كه در خواب هم نديده‌ای،لحظه‌ای كه به هيچ چيز فكر نمیکنی،و تازه رها شده ای از بند آرزو،از جانب پروردگار دريافت خواهی كرد ،چيزی فراتر از آنچه در طلبش بودی

سالها بعد میفهمی مامانت خوب کاری میکنه

چرا عزیزم؟

يک‌ روز كه تصورش را نمیكنی،جايی كه در خواب هم نديده‌ای،لحظه‌ای كه به هيچ چيز فكر نمیکنی،و تازه رها شده ای از بند آرزو،از جانب پروردگار دريافت خواهی كرد ،چيزی فراتر از آنچه در طلبش بودی

ببین حقیقتاً اولش از کار مادرت ناراحت شدم ولی یه نگاه به تاپیکات که انداختم دیدم شوهرت سر کار که نمیره تو خونه خوابیده کتکت می‌زنه میره خونه مادرش می‌مونه شبا تو رو تنها می‌ذاره به نظر من خودت که نمی‌تونی حقتو بگیری بزار حداقل مادرت اینجوری بچزونتش

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز