2777
2789

من خودم مجردم و به شدت خجالتی

میخوام یکم شما بگید از تجربه هاتون بشنوم شاید به دردم خورد

خیلیییی خجالتیم همش حس میکنم نمیتونم ارتباط بگیرم با هیچ پسری

حتی بهش فکر میکنم دست و پام یخ میشه

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

قبلش سه چهار روز چت کردیم ۲۴ساعته

دیگه دیت اول خجالت خاصی نبود😂

خانم مشاور😍خودتو زندگی کن🎀 کرم کتاب ترین دختری که مییشناسم خودمم😌 نگفته‌ها رو میشه گفت. ولی گفته‌ها رو نمیشه پس گرفت. مراقب حرفامون به آدما باشیم. خدایا شکرت برای بودنت:)

ما همون لحظه بعد از محضر رفتیم دور دور🤣 پیتزا خوردیم و تا اخرشب بیرون بودیم... فقط یه لحظه رفتم خونه لباسامو عوض کردم و ارایشمو پاک کردم...با اینکه سنتی بود ولی اصلا خجالت نمی‌کشیدم ازش😬

میشه یه صلوات مهمونم‌کنی؟؟

من از شدت خجالت و استرس معده درد شدید گرفتم و تهوع جوری که حالم بد شد رفت برام قرص گرفت 😂😂 عوق میزدم جلوش🤣🤣🤣 نگاش هم نمی‌کردم بهشم میگفتم نگام نکن🤣🤣🤣 دسته گلم به زور ازش گرفتم 

عاشق همین دیوونه بازیام شد 😁😁😁

اولین دلخوشی زندگیم💕مادرم💕پلان اول ؛ دیشب همه چیز به ‹ مو › رسید پلان دوم ؛ صبح معجزه شد و ‹ مو › پاره نشد ± دو ساعت بعد از معجزه ، مامانِ بی‌خبر از اتفاقات اخیر ، برای احوال پرسی زنگ زد و گفت : ‹ دیشب کلی دعات کردم💛'💎 ›دومین دلخوشی زندگیم💕 پدر و برادر جانم 💕 با قلب مهربونشون  و خوبی های بی منت 🌈🦋‌‌ سومین دلخوشی زندگیم اومدن مردی تو زندگیم که منو با تمام بچگیام بزرگ کرد 🌱و کنارش بدون هیچ ترسی خود واقعیمم🙃 .آدم امن زندگی من🫂❤️ می‌گفت هرچقدر دل‌چرکین باشم ازت ولی دوست‌داشتنت هنوزم به دریا وصله.💙 در دل و جان خانه کردی عاقبت ...❤️🌈 خدایا شکرت بابت همه چی 💛💛 

عشق یه حسی که باهاش غریبی نمیکنی 

با همه مردها برات فرق داره 

انشاالله با نامزدت هم صحبت بشی خودت متوجه میشی که حس خجالتی که تصور میکنی نیست

 اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ

من اولین بار هم اتاقی من با دوست پسرش قرار گذاشته بود شب یلدا کافه منم رفتم چون اون آقا هم تنها نیومده بود و همکارش هم اومده بود. این یارو قلیون آورده منو نگاهی انداخت آقا این همکار  همونجا بهش نگاه سنگینی و غیرتی کرد آن نگاه همان و عاشق شدن من همان 😅😅😅😅

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز