انقدر اکثراً با تعجب و مسخرگی ناامیدمون میکنن از اینکه آدم نجیب و پاکدامن برات پیدا نمیشه که حقیقتاً گاهی از شدت احساس ناامنی و اضطراب و تنهایی فقط دلم میخواد بمیرم (البته بیشتر وقتایی که از نظر روحی در شرایط بد و آسیبپذیری هستم، مثل دوران پیشاز قاعدگی).
شاید تعجب کنید از حساسیتم، اما من به هر چیزی که دلخوشیم بود و دلم میخواست نرسیدم یا از دستش دادم و اینکه از این مورد هم میخوان ناامیدم کنن واقعاً دیگه هیچی برام باقی نمیذاره. بیانصافیه رفتارشون، و اینطور مطلق حرفزدنشون هم بهدور از عقله حقیقتاً. چون ما حتی در مورد جوامع غربی و آزاد هم نمیتونیم ادعا کنیم که صددرصدِ جامعه تجربهی روابط جنسی دارن. تازه اونجا که محدودیتها و شرایط اینجا رو نداره.
هر کسی روی چیزی حساسه و منم انقدر از آدمایی که در جامعهی ما روابط نامشروع داشتن و بابتش دروغ گفتن و به خودشون و بقیه خسارت زدن، آسیبِ روانی و اعتمادی دیدم که این حرف برام خیلی گرون تموم میشه و حساسیتزاست و حتی متأسفانه منو دچار حمله اضطرابی میکنه. خیلی هم تلاش کردم برام عادی بشه اما بدتر شد. این دو روز هم که متأسفانه دقیقاً روزای قبل از پریودمه، دو نفر انگار که خیال کنن وظیفهشونه، مدام اصرااار که: نه چنین پسری دیگه مطلقاً وجود نداره!
واقعاً نمیبخشمون چون حال ناآرومِ این دورانِ حساس رو برام خیلی ناآرومتر کردن با لجاجت و اصرار روی حرفی که صرفاً دلشون میخواد بگن. فکر میکنن ضمیر ناخودآگاه من با این حرفشون میگه: «اِ؟ خب، پس دیگه حساس نباشم و کشش و تمایلم رو تغییر بدم!!» همینقدر ساده و مسخره در مورد حساسیتهای عمیق درونی انسان تصور میکنن.
مردم ما متأسفانه وقتی چیزی رایج میشه، دلشون میخواد روشنفکرانه وانمود کنن که همههه دیگه در همون دستهان و تویی که دنبال چیزی غیر از این هستی عجیب و احمق و آنرمالی!
راستش این میزان جوگیری و باریبههرجهت بودن در آدما رو درک نمیکنم و اینکه هر چیزی راحت براشون عادی میشه و ظاهرا کنار میان با چیزی که تا دیروز واسهشون قبیح بوده.
میدونم اثرات پیاماسه، اما این دو روز هیچ میل و رغبتی به زندگی در خودم حس نمیکنم و احساس میکنم در این دنیا اضافیام.
والا دخترایی رو دیدم که خودشون اهل روابط پنهانی و دوستپسر بودن و نهایتاً پسر نجیبی سراغشون اومده که اهل این چیزا نبوده. چرا فقط سهم من باید هیچ باشه؟ سهمم توی هر چیزی از کوچیک تا بزرگ توی ۱۵ سال اخیر فقط ناکامی بوده... خسته شدم.