2777
2789
عنوان

دعوای خواهر شوهرم و همسرم

1683 بازدید | 54 پست

دوستان من دو هفته مونده به زایمانم 

منتها امشب خواهر شوهرم از تبریز اومد تهران که یه مدت اینجا باشه جبران عید که نیمده بود ...(البته بگم خواهر شوهرم از همسرم کوچیکتره)

مادر شوهرم یکم سرما خورده بود به جاری بزرگم سپرد برنج خورشت و اون بزاره من سالاد و اینا رو بزارم . 

 امروز اصلا حالم خوب نبود حتی پسرا مو گذاشتم خونه خواهرم یکم استراحت کنم 

دیگه اصلا توان نداشتم اخرا جاریم گفت تو برو من بقیه کارها رو میکنم 🥰

منم رفتم استراحت

منتها سر سفره من خیلی یهو حالم بد شد ! دیگه نتونستم تحمل کنم

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

رفتم طرف سرویس بعد اومدم برگشتم 

منتها سر سفره نرفتم تکیه دادم عقب مادر شوهرم برام آب آورد همسرمم داشت باهام صحبت می‌کرد 

یهو خواهر شوهرم برگشت گفت مامان جان چیزی نشده که ! اینا دیگه ماه آخره لوس بازی‌ش گرفته 😒(خودش یه دونه دختر داره دیگه بچه دار نمیشه حسادت می‌کنه از اینکه من چهار تا بچه دارم و سه تاشون پسرن! )

پدر شوهرم آدم تحصیل کرده و با فهم و شعوریه برگشت گفت این چه حرفیه خب ؟؟ شام تونو بخورید

رفتم طرف سرویس بعد اومدم برگشتم منتها سر سفره نرفتم تکیه دادم عقب مادر شوهرم برام آب آورد همسرمم داش ...




حساس نشووو

😍✨دخترکوردم .میل به زندگی دارم🍩عشقم همسرمههههه💛💛 دلم برای سقز تنگ شده😭دیااارم 🍬🍬🍬تاپیکامو دنبال کنید 😁  تاپیک هایی که برای استاد زبانم میذارم رو نگاه کنید  و استفاده کنید .قطعا موفق میشید🍸من مدیونشونم .با این شرایط اقتصادی بد  به من کمک کرد به خودم بیام😊🌹امید هست

به خدا زاییدن حسادت نداره

و تمام شب را برای دخترهایی که در تنهایی از خودشان خجالت می‌کشند گریه کردم. دخترهایی که بعدها از خود متنفر می‌شوند و مثل یک درخت توخالی ، پوسته‌ای بیش نیستند. و عاقبت به روزی می‌افتند که هیچ جای اندامشان حساس نیست، روح و جسمشان همان پوسته است، و خودشان نمی‌دانند چرا زنده‌اند…

رفتم طرف سرویس بعد اومدم برگشتم منتها سر سفره نرفتم تکیه دادم عقب مادر شوهرم برام آب آورد همسرمم داش ...

اوکی! با چهارتا بچه دارمت که سه تاشونم پسرن خودم فهمیدم چیکاره ایی خودت! 

رفتم طرف سرویس بعد اومدم برگشتم منتها سر سفره نرفتم تکیه دادم عقب مادر شوهرم برام آب آورد همسرمم داش ...

به چیزی که دست خودت و خواهر شوهرت نیست نمیتونی غبطه بخوری مثل جنسیت بچت و باردار نشدن خواهر شوهرت

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز